Azadi: Songs of Freedom for Iran

by United for Iran

/
  • Immediate download of 24-track album in your choice of high-quality MP3, FLAC, or just about any other format you could possibly desire.

     

1.
2.
3.
4.
5.
6.
7.
8.
9.
10.
11.
12.
13.
14.
15.
16.
17.
18.
19.
20.
21.
22.
23.
24.

about

"Azadi" means freedom...

It’s been three years since the post-election uprising in Iran, and Iranians are still seeking democracy and human rights. More than 20,000 citizens have been arrested for peaceful dissent. Iran ranks first worldwide in per capita executions, and jails the most journalists.

United for Iran has collaborated with musicians from Iran, Egypt, Libya, South Africa, U.S., Palestine, Iraq, Sweden, Japan and more to produce AZADI: Freedom Songs for Iran, a mixtape album mixed and arranged by DJ Child of Project Groundation. The artists have written and contributed songs of resistance and inspiration to create the first ever solidarity collection for the people of Iran.

Many of the artists have direct experience with repression: Libyan Masoud Bwisri, played his guitar for Libyan rebels on the front lines of conflict; Salome MC, Iran’s first female rapper currently cannot return; both Soraya Fallah, a Kurdish activist, and Sofar's lead singer was imprisoned and tortured in Iran; Bahareh Hedayat is serving 10 years for political activities; and Sarah Shourd, is a former prisoner in Iran.

“In the face of human suffering, art is one of the most effective forms of resistance,” said Soraya Fallah. In that light, support the struggle for human rights and democracy in Iran by taking part in this effort. Listen to songs. Read the bios and the lyrics. Download the mixtape for FREE. And SHARE with your community! Contact us if inspired to do more.

“Human history shows us the only way to fight injustice is to raise your voice, raise awareness, raise the will to fight and get back what is your right by birth,” said Salome MC.

“This album celebrates the noblest cause, a people’s struggle for freedom,” said Arash Sobhani of the Iranian band Kiosk.

Also watch/share our Youtube promo video edited by DJ Child! youtu.be/SVsHn9l0VHk

از خيزش مردم ايران در اعتراض به نتايج انتخابات سه سال مي گذرد، و مردم ايران کماکان درپي تحقق مردم سالاري و حقوق بشر هستند. بيش از بيست هزار شهروند به خاطر ابراز مسالمت آميز مخالفت خود بازداشت شده اند. ايران بالاترين سرانه ي اعدام را در جهان داراست و بيش از هر کشور ديگري روزنامه نگاران را زنداني مي کند. و فعالان و اقليت ها با تهديد، بازداشت و زندان مواجه هستند. ‏

اتحاد براي ايران با هنرمنداني از ايران، مصر، ليبي، آفريقاي جنوبي، ايالات متحده، فلسطين، عراق، سوئد، ژاپن و کشورهاي ديگرهمکاري کرده تا آلبوم آزادي: ترانه هاي رهايي براي ايران را تهيه کند. هنرمندان از جمله محسن نامجو، رعنا فرهان (فرحان)، کيوسک، و ايندو، ترانه هايي در ستايش مقاومت ساخته و به اين آلبوم تقديم کرده اند. اين اولين باراست که چنين مجموعه اي در همبستگي با مردم ايران تهيه مي شود.‏

بسياري از اين هنرمندان تجربه ي شخصي خود از سرکوب را بيان مي کنند: مسعود بوصير ليبيايي در خطوط مقدم نبرد براي شورشيان ليبيايي گيتار مي نواخته است. سالومه اولين خواننده رپ زن در ايران ديگر نمي تواند به ايران بازگردد، ثريا فلاح فعال کرد، وهمچنين خواننده ي اصلي گروه سوفار زنداني و شکنجه شده است، بهاره هدايت، فعال دانشجويي و فعال حقوق زنان، به سبب فعاليت هاي سياسي اش به ده سال زندان محکوم شده و هم اکنون در زندان محبوس است، و سارا شورد سابقا در ايران زنداني سياسي بوده است.‏

در رويارويي با رنج انساني، هنر يکي از کارآمدترين صورت هاي مقاومت است. به همين خاطر و از طريق مشارکت در اين طرح، از مبارزات مردم ايران براي رسيدن به مردم سالاري و حقوق بشر حمايت کنيد. اين سايت را بخوانيد. به همراه دوستان خود به اين آهنگ ها گوش کنيد. زندگينامه ها و اشعار را بخوانيد، که هرکدام يک روايت ارزشمند ارائه مي دهد. اين آلبوم را به صورت رايگان دانلود کنيد. و لطفا آن را با دوستان و آشنايان خود به اشتراک بگذاريد! اگر به مشارکت در ادامه ي اين کار تمايل داريد، با ما تماس بگيرد.‏

سالومه مي گويد: " تاريخ بشري به ما نشان مي دهد که تنها راه مبارزه با بي عدالتي، اعتراض، افزايش آگاهي و تقويت اراده و تمايل به مبارزه، و بازپس گيري آن چيزي است که از بدو تولد حق شما محسوب مي شود".‏

credits

released 12 June 2012
Credits: Mixed/Produced by DJ Child of Project Groundation (http:///www.projectgroundation.com). Cover art by Nikila Badua.

tags

license

all rights reserved

feeds

feeds for this album, this artist

about

United for Iran Tehran, Iran

Global collaboration of musicians honoring the courage and commitment of Iranians struggling for democracy and human rights. Songs inspired by a generation of new leaders. For interviews: info@united4iran.org

Join us! Sign-up for our newsletter via the tinyurl link below.

همکاری منحصربه فرد هنرمندان در گرامیداشت مبارزات مردم ایران! :این ترانه ها را به اشتراک بگذارید. برای دریافت خبرنام
... more

contact / help

Contact United for Iran

Download help

Track Name: Salome MC - Drunk Shah, Drunk Elder
ورود:‏
(سخنراني آيت الله طالقاني در يکي از نمازهاي جمعه ابتداي انقلاب)
... به همين منوال پيش برود، مستبديني و مستبدهايي برما مسلط خواهند شد...

(Speech by Ayatollah Taleghani, after a Friday prayer in the first days following the Islamic Revolution)

"If it keeps going as it is, there will soon be tyrants dominating us…"

همخوان:‏
(از ملک الشعراي بهار)
با شه ايران ز آزادي سخن گفتن خطاست
کار ايران با خداست، کار ايران با خداست

مذهب شهنشه ايران ز مذهب ها جداست
کار ايران با خداست، کار ايران با خداست

شاه مست و شيخ مست و شحنه مست و مير مست
مملکت رفته ز دست، مملکت رفته ز دست

هر دم از دستان مستان فتنه و غوغا به پاست
کار ايران با خداست، کار ايران با خداست

Chorus:

(Poetry by Bahar, Translated from Farsi original by Salome MC)

It is a mistake to talk to the Shah of Iran about freedom
Iran’s fate is in God’s hands

The Shah of Iran has a special religion of his own
Iran’s fate is in God’s hands

King is drunk, elder is drunk, governor is drunk, commander is drunk
The destiny of the country is out of our hands now

Each moment the hands of drunken people bring intrigue and turmoil
Iran’s fate is in God’s hands

بخش اول:‏
حرفي دارم که مانده در گلويم مثل لقمه حرام
چون زن هاي صيغه مسولان در اندرون
چون زنداني سياسي توي سلول انفرادي
انتحاري هست حرفهايم، چه ملموس چه انتزاعي

نديدم انقلاب را، ولي انقلابي هست رپم
اين قلم سلاحم است، با توشه اي حاوي کفن
نيشخند نزن، مي دانم دارم زياد واسه از دست دادن
(منم يه دختر ساده ام)
ولي تو تا حالا تو خيابان دنبال جواب گشته اي؟
براي ثبت حقيقت، دوربين زير چادر بسته اي؟
آره، گاهي حاضريم از آزادي سلب بشويم
براي حفظ آزادگي مان و معناي هستي

حس هتک حرمت، واسه ترد ظلمت، مستقل از دولت
خودجوش و پر قدرت
نيست منظورم خرداد هشتاد و هشت
شهريور ۵۹ را مي گويم تا ۶۷

پدرم در جبهه مادرم تو صف شير جيره بندي شده تو مرکز شهر...‏
آژير بمب تلخ، هموطنان پا به پاي مرگ
گاهي با کلاشينکف، گاهي با سنگ...!‏
اين هست خلوص نيت! نه عقده حقارت و برتري يه مشت غارتگر اموال سفارت
هزاران راه پيما خس و خاشاک بودند اونوقت صد تا ناـ دانشجو احساسي و پاک بودند؟

Verse 1:

I got things to say that are stuck in my throat like a “haraam bite”
Like the temporary marriages of the officials, hidden behind curtains
Like a political prisoner in solitary confinement
What I am going to say is suicidal, whether concrete or abstract

I haven’t seen the revolution, but my rap is revolutionary
This pen is my weapon, and I got my burial shroud in my backpack
Don't laugh, I know I got a lot to lose… I am an ordinary girl too after all.

But have you ever been looking for answers in the street?
Have you ever put a camera under your hijab (veil) to record the truth?
Yeah, sometimes we are ready to lose our freedom,
To protect our liberty and the meaning of our existence

The feeling of desecration… Trying to get rid of the darkness…
Spontaneous and powerful …. Independent from the government…
and I do not mean the 2009 post election crack-down, no…
I mean September 1980 to August 1988:

My father on the frontline, my mother in the milk-line...
for our ration of milk in the city center of Tehran
The bitter air raid siren, and our countrymen fighting to their last drop of blood
Sometimes with a klashinkof, sometimes with a rock…!
That is what’s called pure intentions, not the super/inferiority complex of a few embassy raiders!
Thousands of protestors were called “dirt and dust” (by Ahmadinejad, 2009)
But a hundred non-students were the emotional and pure ones? (As called by Alaa’ddin Borujerdi)

همخوان:‏

مملکت کشتي، حوادث بحر و استبداد خس
ناخدا عدل است و بس، ناخدا عدل است و بس

کار پاس کشتي و کشتي نشين با ناخداست
کار ايران با خداست، کار ايران با خداست

پادشه خود را مسلمان خواند و سازد تباه
خون جمعي بي گناه، خون جمعي بي گناه

اي مسلمانان در اسلام اين ستم ها کي رواست؟
کار ايران با خداست، کار ايران با خداست

Chorus:

The country is a ship, the events is the sea and the dictatorship is a dust
The captain is the justice

Protecting the ship and the voyagers is the captain’s job
Iran’s fate is in God’s hands

The king calls himself a Muslim and still spills…
…the blood of innocent people

How can this kind of cruelty be justified in Islam?
Iran’s fate is in God’s hands

بخش دوم:‏

اميد داشتيم به اصلاحات، چون روال انقلابات همين است
با انتخابات مي شود کم کم جا را داد
از تندرويي به اعتدال
باور کور به استدلال
از تحجر به پيشرفت واقعي و استقلال

آزادي فردي تو عقيده بيان، بدون اخلال فضاي شخصي ديگران
آموزش و پرورش بدون تعصبات ملي و ديني و قومي و نژادي و زبان

ولي زمان گذشت و پر از اشک شد چشم هاي مادران
تو جنگ دهه شصت و قتل هاي زنجيره اي تو دهه هفتاد...‏
تا اينکه در جمعه اي تاريک اتفاق افتاد...‏

دست رايمان بريد...‏
اشتياقمان گريخت...‏
شيطان پرست که بوديم، اغتشاشگر هم شديم
زنداني هاي سياسي، اختلاس ها، تورم بيست در صدي، حمايت از بشار اسد، واي!‏

Verse 2:

We were hoping for reforms,
because that is how revolutions work:
We can move towards democracy with elections
From extremism to moderation
From blind faith to comprehension
From fossilization to real advancement and independence

Freedom of speech and freedom of belief
without interfering in others’ personal space
Education with no national, religious, tribal, racial and language bias

But the time passed and the eyes of mothers got full of tears
in the war of 80s and in the chain-murders of 90s,
Until on one black-Friday it happened …

Our hand of election got cut…
Our enthusiasm went away…
We were already called devil-worshippers, and now we are “rioters” too
Political imprisonments, embezzlements, inflation, and supporting Bashar Assad? Gotta be kidding me!

همخوان:‏

با شه ايران ز آزادي سخن گفتن خطاست
کار ايران با خداست، کار ايران با خداست

مذهب شهنشه ايران ز مذهب ها جداست
کار ايران با خداست، کار ايران با خداست

شاه مست و شيخ مست و شحنه مست و مير مست
مملکت رفته ز دست، مملکت رفته ز دست

هر دم از دستان مستان فتنه و غوغا به پاست
کار ايران با خداست، کار ايران با خداست

Chorus:
It is a mistake to talk to the Shah of Iran about freedom
Iran’s fate is in God’s hands

The Shah of Iran has a special religion of his own
Iran’s fate is in God’s hands

Shah is drunk, Sheikh is drunk, governor is drunk, emir is drunk
The destiny of the country is out of our hands now

Each moment the hands of drunken people bring intrigue and turmoil
Iran’s fate is in God’s hands

خروج:‏
ادامه سخنراني طالقاني:‏
اين انسان، براي رسيدن به هدف همه جور وسيله را توجيه مي کند.‏
دروغ مي گويد، فريب مي دهد، خدا را شاهد مي گيرد که من دلسوزترين مردم در حق شما ملتم....‏

ولي روحيه اش لجوج ترين، کينه ورزترين مردم است نسبت به خلق. تا وقتي سوار کار نشده وعده مي دهد، همين که سوار شد، ديگر به هيچ چيز رحم نمي کند.‏

Outro:
(the rest of the speech)
This person, will justify any means to reach his goals…
He lies, he deceives, he swears to God: `I am the most compassionate for you.`
But in reality, he is the most stubborn, most hateful of all people.
Before he gets power in his hands, he makes promises… Once he gets it, he will have no mercy.
Track Name: Rush and MC Amin - Makshoufeen
مکشوفين

Makhshofeen (exposed)

شعارها ، شعارها، بسه شعارها تون
ادوار تاريک، قرون وسطي ما ميبينيم که دارن ميان با تصميم هاتون

slogans slogans enough of your slogans
dark ages are coming with you we saw it with your decisions..

رژيم سابق از آشغال يه هرم ساخته
پس موندهٔ زمانهاي جهل بيماري به جا ميذاره

the past regime built a pyramid of trash..
the leftovers of the times of ignorance leaves behind many rashes...

تکبر بزرگترين گناه ابليس بود که به قوم عاد داد
و براي همون سقوط ميکنه ملت، به نام اسلام، بخون کتاب…‏

Vanity is the biggest sin from Satan (Iblees) to the people of Aad...
And with it the nation will fall, in the name of Islam READ THE BOOK..

حمايت ميکني از اشتباه با کله شقي اشتباه
همش اشتباه در اشتباهه، فرمان اسلام نيکوکاريه، عدالته، صلاحه

you support what’s wrong and your stubborn head towards wrong
Is all wrong within wrong, Islam orders to call for righteousness and justice..

حرص همه رو قاطي هرج و مرج ها کرد، به خاطر شما همه مونو از هم جدا کرد
مردم رو پايمال نکن بعد بگو “مصريها ميتونن سنگ هم بخورن” (مثل معروف)‏

Greed got everyone mixed in chaos, and because of you we are now divided....
Dont step on the people then say, “Egyptians can live off rocks” (A FAMOUS QOUTE)

تو مجلس مون خيلي خبر هاست ولي من مصري هنوز نگرفتم حقي که مال ماست
سياست مدارها (اسلامگرا ها) زود فروختنمون و راه انداختن بي قانوني رو

In the parliament so much happening and as an Egyptian I still didn’t get any of my rights…
(Islamist) politicians sold us fast and started on the real anarchy…

لباس ارتشي زيرش جلبيه و عما (پوشش شيخ ها)‏
برنامه ها و نقشه هاي پليد پنهان، پشت سر مردم، تو زمان بحران

The military costume hides a jalabeyya and a emma (what sheikhs wear)
Hidden evil plans and agendas behind the peoples back in a critical time..

احمقانه ترين حربهٔ اين خيانتکارها اينه که بگن تو کافري
برادرا، در اسلام ايمان به خداست نه به سياست و حزبها

The dumbest weapon for those who betray you is for them to say your an infidel..
In Islam faith is to God and not to political parties, our brothers...

شما تو لباس مبدلين
پشت پردهٔ دين
فکر کردن بعد از محاصره ديگه سوار کارن
تو ترسيدي يا اونا نميفهمن که اين فقط يه تله هست؟
کيو گول ميزني؟ تو افشا شده اي!‏

Your are disguised
Behind the curtain of religion..
They thought that after they were besieged they can now take over…
Are you scared, or do they just not understand..that it’s a trap...
Who will you fool? You are exposed!

بخش 2:‏

گفتيم يه ورق جديد باز کنيم بين ما و اونا
ولي نشئه قدرت دلهاشونو کور کرد و روي ديده شون يه ديوار کشيد
حالا يه هو به شورشگرها ميگن قلدر
همه به انقلاب خيانت کردن و اين شرمش از همه چيز بيشتره…‏


Verse 2:

We said we will open a new page between us and them
But the high of power blinded their hearts and put a wall on their vision..
Now suddenly rebels are called thugs? and even after the step down they are not right?
Everyone betrayed the revolution and this is the biggest shame of all…

اسکاف همه رو ميندازه زندان، اخوان مسلمين هم به همه ميگن خائن
همه دست به يکي کردن که به قانون اساسي حمله کنن و حق نوشتنشو ازمون گرفتن، روياي ما رو دزديدن
انگار تو مجلس نمايندهٔ ما هستن، تو اين نمايشي که توش نقش بازي ميکنن
لذت آزاديمونو کشتن، حتي بدنمون رو آش و لاش کردن

The Scaf is putting everyone in jail, and the Muslim brothers are calling everyone a traitor..
They all ganged up and attacked our Constitution stole our right to make one and stole our dream
As if in the parliament they represent us, this is a little play they are all acting in...
They killed our joy of freedom and even the body is getting mutilated...

خدا بني اسرائيل رو اون قديما نفرين کرد چون دين رو براي پليدي استفاده کردن
و اين با هر ديني مغايرت داره که يک شيخ يا يک آدم رو يه خداي مقدس کنن

God cursed the people of Israel in old days because they used religion for evil...
And it is against all religions to treat a sheikh or a human as a divine god…

و رهبر اخوان مسلمين رسما هيچ قدرت سياسي نداره
پس تو مشمول دستورهاشي نه من!‏
تو عقيدتو به من تحميل نخواهي کرد…و سرزمين منو نخواهي دزديد…‏

And the leader of the Muslim brothers doesn’t have any official political authority…
So his orders, they can apply to you but not ME!
You will not force your ideas...and you will not steal my land…

و همهٔ رأي اکثريتت مثل حزب وطنيت (حزب اسبق حسني مبارک) غير قانونيه
تو بايد دين و دولت رو از هم جدا کني
انقلاب بر ضد دروغگوهاي مذهبي و سياسي داره باز شروع ميشه

And your whole majority vote is illegal like the Watany party (Mubaraks old party and former majority voted party)
You need to separate religion from politics
The revolution is re-starting on the liars of politics and religion…
Track Name: Abjeez - Biyaa/Come On
Lay down your weapons, Open your hearts, No more fighting, We are one

بیا، تو هم برای ی بار و واسه همیشه، به جمع عاشقا بپیوند و ببین چی میشه

Come on, join us once and for all, let’s be honest, let’s be true
Join the force of love and see, what’s in there waiting for you!

دیگه توی زور خونه ها هم مردامون شریفن
پا برهنه با یه لنگ، صد تا هم وزن رو حریفن

Even in the wrestling rings, our men tend to tolerate
Barefooted, with a waist-cloth, wrestling men of the same weight

تو، با زانو بند و نقاب و باتون و لاه خود
ناز نفست برادر، مردونگی ات همین بود؟

You walk with your kneeguards; carrying chains and clubs, wearing a mask
Well done brother, what a champ! Is that what you call bravery I ask?

بزن بذار بمیرن! بشن! بسوزون و در رو
خدا ه از زیر نقاب نمی بینه چشماتو

It’s easy to strike and brake, kill and burn, destroy and chase
I guess God can’t recognize a properly hidden face!

بیا، تو هم برای ی بار و واسه همیشه، به جمع عاشقا بپیوند و ببین چی میشه

Come on, join us once and for all, let’s be honest, let’s be true
Join the force of love and see, what’s in there waiting for you!

بزن ببینم اون دلت تا ی میاره طاقت
ی دستات از غیرتت می شه یه م خجالت

Go on hit and kill, let’s see how long it takes,
Before your betrayed heart, melts down and brakes!
Let’s see when your hands will feel ashamed of your own zeal
Let’s see when your betrayed soul will wake up and start to heal

نترس تو هم خس و خا همین مل و زمینی
نقاب و بردار تا نور حقیقت رو ببینی

Don’t worry, you too are the "dust and mote" of this land
Unmask your face, see the light, see the truth and take my hand

 بیا تو هم برای ی بار و واسه همیشه، به جمع عاشقا بپیوند و ببین چی میشه

Feel the compassion, unity calls at this hour
The power of love is higher than the love of power!

لذت همدردی و یدلی خیلی بیشتره
قدرت عشق از عشق قدرت به خدا بهتره
بیا تو هم برای یبار و واسه همیشه
به جمع عاشقا بپیوند و ببین چی میشه

‎‏Come on, join us once and for all, let’s be honest, let’s be true
Join the force of love and see, what’s in there waiting for you!
Track Name: Kiosk - Dasht e Sabz
دايناسورا همگي جمعند
ائتلاف ژوراسيک وار
مشغول استصواب و نظارت
همه چپيدند ته يه غار

The dinosaurs are gathered in a Jurassic-like coalition
Deep inside a crowded cave in a crammed-in condition
Busy dispensing oversight, approval and permission

حساسيت به نور و آفتاب
کوردلي مزمن
انجماد مغزي
عوارض عصر يخبندان

Light and sunshine gives them an allergic reaction
Chronic heart-blindness and cerebral petrifaction
Side-effects of the Ice-age and glacial interaction

ابطال راي حقيقت
تاييد صلاحيت دروغ

Voiding the true results of the nation’s plebiscite
Validating a total lie as competent and right

صيانت از تکرار حماقت
توي حماسه ي حضور
شمارش ذهني آرا
بدون مسوولين ذيربط

Protection of idiocy’s endless iteration
Tallying all the dreamed-up votes with great imagination
Without a single pertinent official’s approbation

مهرورزي به زور چماق
همه عدالتتون رو ديدند

Meting out compassion through the hardened baton’s might
Everyone saw your kinda justice alright

ته اين تونل وحشت
مي بينم يه نوري هست
پشت اين ديوار سنگي
يه دشت سبز
يه دشت سبز
يه دشت سبز

Still, at the end of this tunnel of dread and fright
And right behind this thick wall of solid granite
I can see so clearly, I can see a light
There can clearly be seen
A vast field of green
A vast field of green
A vast field of green

کفتارا و شغالا
مسوول امنيت اين غارند
خرمن کينه درو مي کنند و
تخم خشونت مي کارند

Jackals and hyenas this cave though guard and keep
Seeds of violence they sow and bails of hatred reap

اين روزا پوشش ملي
شده چشم بند و دست بند و زنجير

Though these days the nation’s dress and uniform is plain
And though it’s but the blindfold, the handcuff and the chain

يه خواهش کوچيک دارم
آقا، راي ما رو از اينا پس بگير

A small favor I ask of you, sir, if I may advise
Take my vote back; take it back from these guys

ته اين تونل وحشت
مي بينم يه نوري هست
پشت اين ديوار سنگي
يه دشت سبز
يه دشت سبز
يه دشت سبز

Still, at the end of this tunnel of dread and fright
I can see so clearly, I can see a light
And right behind this thick wall of solid granite
There can clearly be seen
A vast field of green
A vast field of green
A vast field of green

حکومت سقوط ارزش پول
سقوط ارزش انسان
سقوط پي در پي توپولوف
توي دشتهاي قزوين و کرمان

In the rule of plummeting value of the Rial
Human worth and Topolov planes perpetually fall
In Ghazvin and in Kerman and in fields over all

حکومت ترس، حکومت قصاص، حکومت تعزير و زندان
حکومت سکوت، حکومت سقوط، به لطف شوراي نگهبان

In the government of fear, jail and retribution
And the benevolence of guardians of the constitution

ته اين تونل وحشت
مي بينم يه نوري هست
پشت اين ديوار سنگي
يه دشت سبز
يه دشت سبز
يه دشت سبز
يه دشت سبز
يه دشت سبز

Still, at the end of this tunnel of dread and fright
I can see so clearly, I can see a light
And right behind this thick wall of solid granite
There can clearly be seen
A vast field of green
A vast field of green.....
Track Name: Excentrik feat. Narcycist - A Piece... (Peace Dies)
فقدان نان / توده اجساد بي جان
يه سر پلاستيک/ براي گرفتن رد لاستيک
سنگ پراني/ گره هايي براي بستن بچه هامون به مرگ در جواني

Lack of bread/a stack of dead
A plastic head to track your treads
Rocks flying/Knots tying our children to their early deaths

ذهنها که از دروغ هاي کهنه پر ميشه/کشيدن ماشه براشون آسون ميشه
موشا بميريد/ شما جدي نگيريد/ انسانيت برات معما شده

Past lies fill your mind/they pull the trigger easily
"Rats" die/you don't mind, Humanity is your mystery

چشمات وا شده/به زور وا شده
ايستادن زير سايه يه هواپيماي بي خلبان
شکسته اين امتحان / يه خمپاره افتاد الان/ شکسته جان- شکسته جان

Eyes open/pried open
Standing in the shadow of a drone
The trial is broken/one rocket/lives broken

آسمون اشک هاي هدايت با ليزر ميريزه
با تبسم خلبان/ پايان ماموريت پايان
آدم کشي به اسم يهوه
بدون ديدن حتي يه انگيزه

The sky is crying laser guided's
Pilot smiles/mission over
Murder in the name: Jehovah
And He can't even see the motive.

هم-خواني:‏
من فقط يه لحظه صلح از اينا ميخواستم
پليس آزاديمو گرفت وقتي من فقط غذا ميخواستم
ميگن صلح يه تيکه ازاون شيرينيه
ولي صلح ما که مرد اونا تيکه شونو ميگيرن از سهميه
و اونا تيکه شونو ميگيرن از سهميه

Chorus:
All I wanted was a moment of peace
But police took my freedom and I'm trying to eat
They say peace is a piece of the pie
But while our peace dies, they get their piece
And they get their peace
Track Name: Desmond Tutu Interlude
ما يکپارچه با هم ايستاده ايم، و به نام حقوق بشر براي همهٔ مردم. صرف نظر از عقايد سياسي‌مان، هر يک از ما خواستار عدالت و انصاف براي همگان هستيم. خواهران و برادران ايراني ما: شما تنها نيستيد. ما نه هرگز فراموش خواهيم کرد و نه هرگز بي تفاوت خواهيم شد. ما صداهاي شما را شنيده ايم. ما با شما هستيم.‏

We stand together in solidarity and in the name of human rights for all people. Regardless of our religious or political beliefs, every one of us shares a desire for justice and fairness for all. To our Iranian sisters and brothers, you are not alone. We will not forget, or stop caring. We have heard your voices. We are with you.
Track Name: Revolution of the Mind - Die for My People
قسمت اول:‏

هيچ وقت نديدم مردي تا زمان فرا رسيدن مرگش گريه کند، هيچ چيز مثل زيرپا گذاشتن غرور يک مرد نيست، بچه ها به کنار تخت يورش مي آورند، به کناربستر مرگ پدرم در سال 1975. او به مردمش عشق مي ورزيد و به آنها مي گفت که شاه يک عروسک خيمه شب بازي بود و ثروت و دارايي هاي آنها به تاراج رفته بود، و سپس اسيرکنندگان خون پاپس را ريختند، با حيله هايي که از اربابان آمريکاييشان آموخته بودند. هنگامي که صدايش به لرزش افتاده بود، خون در گلوهايش به جريان درآمد، پاپس مرا با دستانش گرفت و مرا سوگند داد، " قول بده که اين را به خيابان ها خواهي برد، رودررو با وحشيان بي رحم، و کمک کن تا انقلاب مردم بر روي پاهايش بايستد". و بنابراين ما در سکوت راه را ادامه داديم، و آهسته و بي صدا يک جنگ رواني را سازماندهي کرديم، جنگي براي فتح اذهان مردم، تحت کنترل، هيچ شانسي باقي نمانده بود، آيت الله ها از فرانسه برايمان مخفيانه کاست هايشان را مي فرستادند. ما تصرف قدرت را آغاز کرديم، و جوانان غرور خود را بازيافتند، و يک صدا مي گفتند که ديگر اجازه نخواهند داد، که انگليسي ها و مهره هايشان سرزمين ما را در کنترل داشته باشند، و تخت طاووس (تخت پادشاهي) را نابود کردند.‏

Verse 1:

I never seen a man cry 'til that man died, nothing starts something like _ with a man's pride, the children arrive from rushing to the bedside, of my father's demise in 1975. He had love for his people and told them, the Shah was a puppet and their wealth had been stolen, And then pops bled at the mercy of captors, with tricks they had learned from their American masters. As his voice quivered, blood bubbled up in his throat, Pops took me by the wrist and pledged me to an oath, "Swear to take it to the streets in the face of the beast, and help put this people's Revolution up on its feet." And so we moved in silence and quietly we organized, psychological war, a battle for the people's minds, In control, nothing's left to chance, Ayatollahs sent us underground cassettes from France. We began to seize power and the youth grew proud, declaring in one voice that we'd no longer allow, that these Anglos and pawns control our home, and brought forth the demise of the Peacock Throne.

هم سرايي:‏

برادر من، من رنج بردم، من براي مردمم رهبري کردم، انديشه را، من جنگيدم، من براي مردمم خون دادم، گريه، من غمگينم، من براي مردمم سوگواري مي کنم، تا زماني که آزاد شويم، من براي مردمم مي رزمم، سربازان خود را مخفي نمي کنند، من براي مردمم مي تازم، هرچه که غرور مردمم را بازگرداند، رو به آسمان فرياد مي کشم، براي مردمم گريه مي کنم، با دانستن اينکه شايد يک روز براي مردمم بميرم.‏

Chorus:

My brother, I suffered, I led for my people, Thought, I fought, I bled for my people, Weep, I grieve, I mourn for my people, Until we are free, I’m at war for my people, Soldiers don’t hide, I ride for my people, Anything to restore the pride for my people, Screaming to the sky, I cry for my people, Knowing one day I may die for my people.

قسمت 2:‏

قبل از آنکه ما ماموريت خود را به سرانجام برسانيم، آمريکايي ها سگ دست آموز ديگري بر قدرت نشاندند. و ازآنجايي که مهره ها و عروسک هاي خيمه شب بازيشان از ايران گريخته بودند، يک حاکم ستمگر ديگر به نام صدام در همسايگي توجه آنان را جلب کرد. و پس از آن، با دانستن اينکه صدام به تجاوز و حمله تمايل دارد، رونالد ريگان به او اطلاعات و سلاح هاي شيميايي داد، او تصميم گرفت که در اين پيروزي و غنائم آن شريک باشد، و يک نسل کشي همزمان را سبب شود. قبيله ها را عليه يکديگر بشوران، برادر را عليه برادر، و بخند که اين کاکا سياه هاي بياباني يکديگر را مي کشند، و امروز روني نمي تواند باور کند که چه معامله اي را برنده است، يک مليون از اجساد کشته شدگان، و هشت سالي که ما جنگيديم. پس ازآن، هنگامي که از وطن ديدار کردم از طريق مادرم متوجه شدم، که آنها برادر کوچک 12 ساله ام را به سربازي گرفته بودند، داستان هاي وحشتناکي از برنامه هاي مخصوصشان براي جوانان شنيده بودم، اينکه چگونه آنها را در اردوگاه هاي شست و شوي مغزي دولتي آموزش مي دادند. آنها مردي کفن پوش را بر اسب سفيد نشانده بودند در حالي سلاح خود را برکشيده بود، و به پسربچه ها مي گفتند که او امام دوازدهم است، به آنها کليدهاي پلاستيکي ورود به بهشت مي دادند، و به آنها مي گفتند که خدا منتظر است تا به آنها در زندگي بعدي خوش آمد بگويد. اما اين بچه ها سرباز نبودند، از آنها به عنوان سپر انساني استفاده مي شد، آنها برادر من را به خط مقدم مي بردند و مي دواندند تا ميدان مين را پاکسازي کند، و اکنون اين هيولايي که خلق کرده بوديم، آنگونه که من به وضوح ديدم، به چيزي بسيار شيطاني تر از آنچه قبلا بود تبديل شده است.‏

Verse 2:

No sooner we completed our mission, the Americans had a new lap dog in position, and since their puppets and pawns were chased from Iran, they found a neighboring tyrant by the name of Saddam. And then, knowing he had an itch for aggression, Ronald Regan gave him intelligence and chemical weapons, he decided to sponsor a conquer and divide, Create simultaneous genocides. Pit tribe against tribe, brother on brother and laugh and these stupid sand ni##ers killing eachother, And now Ronnie can't believe what a deal he bought, 1 million dead bodies, 8 years we fought. Then I learned from my mother when I visited home, they recruited my little brother all of 12 years old, I had heard the horror stories about the youth program, and how they trained them in government brainwash camps. They put a man on a white horse with shrouds and his weapon drawn, and told the boys it was the 12th Imam, Gave them plastic keys to paradise, and said that Allah was waiting to welcome them in the next life. But these kids weren't soldiers, they were used as shields, they sent my brother running in front to clear a mine field, now this monster we created I plainly saw, was something much more evil than what came before.

(Chorus)

قسمت 3:‏

ما با خون خود هزينه داديم و هيچ سودي نبرديم، مردم رنج مي کشيدند، زنان شهروندان درجه ي دو بودند، من از خودم پرسيدم، "آيا اين آن چيزي است که ما برايش جنگيديم؟ چرا برادرم را به کشتن دادم و در ازاي چه چيزي از پاپس هاي خودم گذشتم؟". به جوانان گفتم که چگونه جنبش شروع شد، چگونه ما براي خدا و کشور رزميديم و از هيچ کس نترسيديم، و من براي نسل بعدي شروع به کاشت بذر (بذرآگاهي) کردم، براي آنکه قدرت را از آناني که بهشان خيانت کرده بودند، بازپس بگيرند. پس از آن بود که مامورين درب خانه ي مرا شکستند، پاسدارها مرا نقش بر زمين کردند، آنها پيشاپيش از برنامه هاي من اطلاع يافته بودند و مرا به زندان فرستادند، به سلولي در مجاورت احمد باطبي. هيچ چيز بعد از گذشت تمام اين سالها تغيير نکرده بود، شانزده آذر به هيجدهم تير تبديل شد، و افکار در حال احتضار من در زندان اوين به من دروغ مي گفتند، "قدرت مطلق خود مذهب است."‏

Verse 3:

We had paid in blood and received no dividends, people were suffering, women were second-class citizens, I asked myself, "Is this what I fought for? What I sent my brother to his grave and gave up my Pops for?" I spoke to the youth of how the movement began, how we did for God and country and feared of no man, and I began to plant the seeds for next generation, to seize back the power from those that betrayed them. Then Feds kicked in my front door, the Pasdars put me on the floor, they had learned of my plans in advance and sent me, to a jail cell next to Ahmad Batebi. Not a damn thing changed after all these years, 16-e-Azar shod 18-e-Tir, and my dying thought lying in the Evin prison, "Absolute power is its own religion."
Track Name: Ayla Nereo - Darkest Light
خوش آمديد، اين داستان زني است که مابين وطن خود و حقيقت گرفتار آمد
خوش آمديد، اين داستان مردي است که رزميد، تنها براي اينکه "حق سخن گفتن" داشته باشد

Khosh amadid, this is a story of a woman caught between her country and her truth
Khosh amadid, this is a story of a man who fought just for his right to speak

زهرا، شايد (اميدوارم) که همه ي فرزندانت به خانه بازگردند
مادر، لطفا قلوب کساني را که خود را بر ما حاکم کرده اند ياري رسان

Zahra, may all your children find their way back home
Mama, please help the hearts of those who've set themselves upon us

و در اين تاريک ترين شب ها، براي ايجاد روشنايي در پس چشمانشان دست به دعا برداريم، آناني که چنين شرايطي را پيش آورده اند
تاريک ترين شب، براي روشنايي در پس چشمانشان دست به دعا برداريم

And in this darkest night, may we pray for light behind the eyes of those who've brought about this darkest night, may we pray for light behind their eyes

خوش آمديد، اين داستان يک مادر است، او در جست و جوي پسر خويش است
اکنون که داستانش را مي شنوي، آيا سوگ و ماتم او را احساس مي کني، در آن طرف اقيانوس فرسنگ ها دورتر
خوش آمديد، اين براي آزادي است
ما چگونه مي توانيم طاقت بياوريم و نظاره کنيم بچه هايي را که به خاطر درستي و راستکاري به مقتل برده مي شوند
به نام خدا، به نام زندگي
براي تمامي برادران، براي تمامي خواهران، آناني که براي آزادي مبارزه مي کنند

Khosh amadid, this is a story of a mother, she is searching for her son
and do you feel all her mourning, over the ocean many miles yet her story is our own

Khosh amadid, this is for freedom
How can we stand and watch out children be slain for honesty in the name of God, in the name of life for every brother, sister, standing for the right to be free

زهرا، شايد (اميدوارم) که همه ي فرزندانت به خانه بازگردند
مادر، لطفا قلوب کساني را که خود را بر ما حاکم کرده اند ياري رسان

Zahra, may all your children find their way back home
Mama, please help the hearts of those who've set themselves upon us

و در اين تاريک ترين شب ها، براي ايجاد روشنايي در پس چشمانشان دست به دعا برداريم، آناني که چنين شرايطي را پيش اورده اند
تاريک ترين شب، براي روشنايي در پس چشمانشان دست به دعا برداريم

And in this darkest night, may we pray for light behind the eyes of those who've brought about this
Darkest night, may we pray for light behind their eyes

و تو براي عشق همه چيز را به خطر مي اندازي
و تو همه چيز را به خطر مي اندازي، تنها براي اينکه در صلح زندگي کني
و تو براي حقيقت همه چيز را به خطر مي اندازي
و تو براي حق خود در داشتن ايمان واعتقاد، همه چيز را به خطر مي اندازي

And you risk everything for love
and you risk everything just to live in peace
and you risk everything for truth
and you risk everything for your right to believe

و تو براي عشق همه چيز را به خطر خواهي انداخت
و تو همه چيز را به خطر خواهي انداخت، تنها براي اينکه در صلح زندگي کني
و تو براي حقيقت همه چيز را به خطر خواهي انداخت
و ما تنها براي بيان اين همه چيز را به خطر خواهيم انداخت، تنها براي بيان اين...‏

And you'd risk everything for love
and we'd risk everything just to live in peace
and we'll risk everything for our truth
and we'll risk everything just to speak it, just to speak it...

زهرا، شايد (اميدوارم) که همه ي فرزندانت به خانه بازگردند
مادر، لطفا قلوب کساني را که خود را بر ما حاکم کرده اند ياري رسان

Zahra, may all your children find their way back home
Mama, please help the hearts of those who've set themselves upon us

و در اين تاريک ترين شب ها، براي ايجاد روشنايي در پس چشمانشان دست به دعا برداريم، آناني که چنين شرايطي را پيش اورده اند
تاريک ترين شب، براي روشنايي در پس چشمانشان دست به دعا برداريم

And in this darkest night, may we pray for light behind the eyes of those who've brought about this darkest night, may we pray for light behind their eyes
Track Name: Masoud Bwisri - Dababat
Hit us with your tanks
Hit us with your Rockets
Hit us with your tanks
Hit us with your Rockets

با تانک هایت ما را هدف بگیر
با موشک هایت ما را هدف بگیر
با تانک هایت ما را هدف بگیر
با موشک هایت ما را هدف بگیر

We have no problem with that
We have no problem with that
We have no problem with that
We have no problem with that

ما با آن مشکلی نداریم
ما با آن مشکلی نداریم
ما با آن مشکلی نداریم
ما با آن مشکلی نداریم

Bring us your Mercenaries
Bring us your snipers
Bring us your Mercenaries
Bring us your snipers

مزدوران ات را به جانمان بیانداز
تک تیراندازهایت را به جانمان بیانداز
مزدوران ات را به جانمان بیانداز
تک تیراندازهایت را به جانمان بیانداز

We have no problem with that
We have no problem with that
We have no problem with that
We have no problem with that

ما با آن مشکلی نداریم
ما با آن مشکلی نداریم
ما با آن مشکلی نداریم
ما با آن مشکلی نداریم

We are calling Allah's Name
We will always win
We are calling Allah's Name
We will always win

ما نام خدا را فریاد می زنیم
ما همواره پیروز خواهیم بود
ما نام خدا را فریاد می زنیم
ما همواره پیروز خواهیم بود

We are calling Allah's Name
We will always win
We are calling Allah's Name
We will always win

ما نام خدا را فریاد می زنیم
ما همواره پیروز خواهیم بود
ما نام خدا را فریاد می زنیم
ما همواره پیروز خواهیم بود

Here we are the revolutionaries
With a will to fight, Patience and determination
Here we are the revolutionaries
With a will to fight, Patience and determination

ما انقلابیون هستیم
با اراده ای برای رزم، شکیبایی و عزمی راسخ
ما انقلابیون هستیم
با اراده ای برای رزم، شکیبایی و عزمی راسخ

Here we are the revolutionaries
With a will to fight, Patience and determination
Here we are the revolutionaries
With a will to fight, Patience and determination

ما انقلابیون هستیم
با اراده ای برای رزم، همراه با شکیبایی و عزمی راسخ
ما انقلابیون هستیم
با اراده ای برای رزم، همراه با شکیبایی و عزمی راسخ

Oh, come on my people, Al-Zawya is calling us
Oh, come on the youth of my people, Tripoli is calling for our help

آه، ای مردم من، الزاوية‎ ما را فرا می خواند
آه، ای جوانان سرزمین من، طرابلس ما را به کمک فرا می خواند

We have no problem with that
We have no problem with that
We have no problem with that
We have no problem with that

ما با آن مشکلی نداریم
ما با آن مشکلی نداریم
ما با آن مشکلی نداریم
ما با آن مشکلی نداریم
Track Name: Shirin Ebadi Interlude
به ظاهر جامعه آرام هست، اما آرامش قبل از طوفان! زيرا که تا ابد نمي شه مردم رو به ضرب گلوله و زندان ساکت کرد.‏

On the surface the society seems tranquil, at peace, but before a major storm. For no one can keep a society silent with the threat of bullets, at the point of a gun, or through the threat of punishment and prison.
Track Name: Rana Farhan - Iran
ايران پا شد، تو اطاق سردش
هيچکس نبود، بجز اون و دردش

Iran stood up in her frigid room
Save for her and her pain no one else was there

اينم يه روزي، مثه روزاي ديگه‌س
ميگن اما، آدم به اميد زنده‌س

This too is a day like any other
But they say that people live on hope

ايران از در، اومد بيرون که بره
لب حوض آب، تو پارک خاطره

Iran went out the door so she could go
By the reflecting pool, in a park of memories

تو شهر میگن يه جايي هست
که آرزوها مي گردن دست به دست

They say there is a place in town
Where wishes pass from hand to hand

يه جايي هست که خاطره يه سکه‌س،‏
يه جايي هست اميد هميشه زنده‌س.‏

There is a place with memory of an intimacy
There is a place where hope always lives

ايران، ايران تنها
ايران، ايران تنها

Iran, Iran all alone
Iran, Iran all alone

اون دور دورا، يه چيزي برق ميزد
يه سکه ديد، لاي بنفشه هاي زرد

Far, far away something glistened
She saw a coin among the yellow violets

سکهً قديمي رو برداشت و تو آب انداخت
(ميدونست، شايد اين، وهم و خياله)
لبخند زد و به راهش ادامه داد.‏

She picked up the old coin and tossed it in the pool
She knew this also could just be a delusion
She smiled and kept on going

يه جايي هست که آرزو يه سکه‌س،‏
يه جايي هست اميد هميشه زندس.‏

There is a place where a wish, an intimacy
There is a place where hope always lives

ايران، ايران تنها
ايران، ايران تنها

Iran, Iran all alone
Iran, Iran all alone
Track Name: Bahaisonthemic - Siyabonga
شعر
مردم اقبال با ما يار است/ در کشوري (آفريقاي جنوبي) که تمامي اديان ارجمند شمرده مي شوند/ براي همين است که ما آزاديم تا به بهاييت اعتقاد داشته باشيم/ اما دعوت به عشق نمودن در جايي که آيين بهاييت ظهور پيدا کرد، جرم تلقي مي شود/ ايران/ سرزميني که در آن براي مهربان بودن، آزادي نيست/ جايي که حقوق بشر/ توسط روحانيت پايمال مي شود/ همه اش با عشق شروع شد/ به نفرت ختم شد/ اکنون درباره ي مبارزه ي آنان مي خوانم تا بازگو کنم/ به همراه من دست هاي يکديگر را بگيريد/ بياييد همگي همراه هم براي وحدت جهاني تلاش کنيم/ در پيشگاه خداوند ما همه يکسانيم/ پس نورت را بتابان تا اين بي عدالتي از بين برود

People we are gifted/ in a country (South Africa) where all Faiths are uplifted/ that's coz we free to believe as Baha'is/ but to preach love is regarded as a crime back from where it started/ Iran/ a land with no freedom to be kind/ where human rights are/ suppressed by the clergy wise/ it all started with love/ ended with hate/ now I sing their struggle for everyone to relate/ hold hands with me/ let us all work for global unity/ in the eyes of God we are all one cuz/ so keep shining your light until this injustice is undone

بعد از شب جدايي، خورشيد اتحاد طلوع مي کند/ در تاريکي بي عدالتي، بخشايش و رافت راهي برايم روشن مي کند / گرچه ما مورد ظلم، محروميت و جراحت قرار گرفتيم، اما آنچه گذشته تنها در حد خاطره اي باقي خواهد ماند / و اگر ما اکنون اتحاد را برگزينيم

After the night of separateness, rises the sun of unity / Through the dark of injustice, forgiveness lights a path for me / Though we've been wronged, hindered, scarred, the past remains a memory, and if we choose now unity it ignites and lays a legacy...

ما به راهنمايي نياز داريم تا بتوانيم از سايه هاي درون خويشتن رهايي يابيم / و بتوانيم فراي درد و رنجي که ديگران براي ما باعث شده اند، سر برکشيم / و اين نيرو تنها از طريق خدا به دست مي آيد/ پس دعا مي کنيم...‏

We need guidance to shake off the shadows of self / rise above the afflictions imposed by someone else / and this strength can only be attained through God / and so we pray...

ما قدردانيم از اينکه مجال زيستن در صلح را داريم و اينکه مي توانيم اتحاد و يگانگي را تحقق بخشيم / پس قلوب خود را به سوي مرکز وجود خويش بالا مي بريم / و ما دعا مي کنيم....پس دعا مي کنيم....پس دعا مي کنيم

We are grateful for this opportunity to live in peace and realize unity,
so we lift our hearts to the centre of our very being,
and we pray... so we pray... and so we pray...

از شما متشکرم / تمامي مبارزاتي که ما کرديم (هنوز پايان نيافته، مبارزه کماکان ادامه دارد) / ما در وحدت و يگانگي زندگي مي کنيم ( باهم، به سان يکي) / و آزادي اينجاست

Siyabonga (Thank you) / All the struggles we have been through (Its not over, the struggle is not over!) / We live in Unity (together as one)
and freedom is here

من به کسي نياز دارم تا با او سخن بگويم / کسي که بتوانم درونم را برايش بازگو کنم / اين درد عميقا مرا آزار مي دهد، نياز دارم / به مکاني که بدانجا بگريزم!‏

I need someone to speak to / someone i can pour my heart to / this pain cuts me deep i need / somewhere i can run to!

شنيدم که کسي فرياد مي کشد/ بي آنکه هراس داشته باشي تخيل کن/ چرا که يک زماني ما هيچ يک اينجا نبوديم/ من درهوا احساسش مي کنم/ سوالات بسيار/ اما پاسخ هاي بسيار اندک/ در مسير رستگاري/ سياه و سفيد را با هم يکي کن، اکنون همه چيز بخشوده مي شود/ پدر از تو ممنونيم، تو براي آزادي ما جنگيدي/ اکنون من مي توانم آن را بر روي ديوارها بنويسم/ در سخنان من آن را بشنو، در قدم هاي من آن را ببين/ تو براي تغيير جنگيدي بي توجه به آنکه کاسبکاران چه بي رحمانه مقاومت مي کردند/ ما آنجا نبوديم، ولي هيچگاه فراموش نخواهيم کرد، در آينده/ ما اتحاد را شهر به شهر گسترش مي دهيم و از خود نشان رفعت و سرافرازي برجا مي گذاريم، هرکجا که باشد/ مبارزه ادامه دارد تا زماني که ما براي صلح تلاش مي کنيم

I heard somebody scream/ dream without fear/ cos once upon a time we were never here/ i feel it in the air/so many questions/ but so little answers given/ on the road to redemption/ unify the black and the white now all is forgiven/ tata siyabonga (father we thank you) you fought for our freedom/ now i can write it on the walls/ hear it in my speech man see it in my walk/you fought for change no matter how cruel the cashier stayed/ we were never there 'fele ga ritla re lebala'(we will never forget) grasp on the future/city to city we spread the word of unity leave a trail of sublimity where ever i be/ 'aluta continua' (struggle continues) as we strive for peace
Track Name: Mohsen Namjoo - Hamrah Sho Aziz
همراه شو عزيز
همراه شو عزیز
تنها نمان به درد
کاين درد مشترک
هرگز جدا جدا درمان نميشود

Come along dear, Come along dear.
Do not stay alone in time of suffering,
Because this common pain will never be healed while we are separated

همراه شو عزيز
همراه شو عزيز
تنها نمان به درد
کاين درد مشترک
هرگز جدا جدا درمان نميشود

Come along dear, Come along dear.
Do not stay alone in time of suffering,
Because this common pain will never be healed while we are separated

دشوار زندگي
هرگز براي ما
دشوار زندگي
هرگز براي ما
بي رزم مشترک
آسان نميشود

The difficulties of life
Will never get eased for us
The difficulties of life
Will never get eased for us
Until we collectively (jointly) fight for them

تنها نمان به درد
همراه شو عزيز
همراه شو
همراه شو

Do not stay alone in time of suffering,
Come along with us, my dear.
Join us, join us

همراه شو عزيز
همراه شو عزيز
تنها نمان به درد
کاين درد مشترک
هرگز جدا جدا درمان نميشود

Come along dear, Come along dear.
Do not stay alone in time of suffering,
Because this common pain will never be healed while we are separated
Track Name: Sarah Shourd - It's Your Turn
هللويا
تفنگهايت را زمين بگذار و زندانيهايت را آزاد کن
هللويا، نوبت توست
در آن روز، مردمت خواهند خواند
هللويا، نوبت توست

Halleluyah
Put down your guns and set your prisoners free
Halleluyah, it’s your turn
On that day, your people will sing
Halleluyah, it’s your turn

آزاد نيستم، تا زماني که تو آزاد نباشي
آزاد نيستي، تا زماني که من آزاد نباشم
آزاد نيستيم، تا زماني که آنها آزاد نباشند
هللويا، نوبت توست

I’m not free until your free
Your not free until I’m free
We’re not free until they’re free
Halleluyah, it’s your turn

آن لباس ها را دور بيانداز و در آتش بسوزان
هللويا، نوبت توست
حالا بيا برقصيم، چرا که ما ديگر نمي ترسيم
هللويا، نوبت توست

Cast off those clothes and throw em in the fire
Halleluyah, it’s your turn
Now let’s dance, cause we’re not afraid
Halleluyah, it’s your turn

آزاد نيستم، تا زماني که تو آزاد نباشي
آزاد نيستي، تا زماني که من آزاد نباشم
آزاد نيستيم، تا زماني که آنها آزاد نباشند
هللويا، نوبت توست

I’m not free until your free
Your not free until I’m free
We’re not free until they’re free
Halleluyah, it’s your turn

ديوارهايشان از جنس جهل است، مردم با آنها خواهند جنگيد
هللويا، نوبت توست
بهتر است باروبنديل خود را ببندند چرا که آينده سبز است
هللويا، نوبت توست

Their walls are ignorance, their people will fight em
Halleluyah, it’s your turn
They’d better pack their bags cause the future is green
Halleluyah, it’s your turn

آزاد نيستم، تا زماني که تو آزاد نباشي
آزاد نيستي، تا زماني که من آزاد نباشم
آزاد نيستيم، تا زماني که آنها آزاد نباشند
هللويا، نوبت توست

I’m not free until your free
Your not free until I’m free
We’re not free until they’re free
Halleluyah, it’s your turn

تفنگهايت را زمين بگذار و زنداني هايت را آزاد کن
هللويا، نوبت توست

Put down your guns and set your prisoners free
Halleluyah, it’s your turn
Track Name: Lia Rose - Phase Two
گدازان و سوزان در زير پوسته ي لطيف يک انسان
خودت را کانون و مرکز کرده اي
و گرداگرد اين کانون را حصاري کشيده اي

glowing beneath this delicate shell of a man
you've centered yourself
and drawn up the sides of your square

يک لباس مبدل کامل
آفرين! اما آنها هيچ وقت آنجا نبودند

a full masquerade
bravo but they were never there

براي کوچک ها دشوار است
براي کوچک ها دشوار است
براي بزرگترها هم دشوار است

it's hard for the little ones
hard for the little ones
hard for the bigger ones too

برگرد و با خورشيد روبه رو شو
آن بخشي که از تو انسان مي سازد
برگرد و با خورشيد روبه رو شو

turn and face the sun
that part which makes you human
turn and face the sun

تو بر آن انساني ترحم مي کني که مي پنداري هيچ چيز ندارد
بر آن انساني ترحم کن که نمي شود درک و لمس کرد، آنچه را که در درونش مي گذرد

you pity the man you think has got nothing at all
pity the man if you want you can't touch what's inside

اگر به اندازه کافي به من باور داري
آيا به اندازه کافي برايت وجود ندارد

if you believe enough for me
isn't there enough for you

تو آن را در درون آنها مي بيني
و در عمق درونت مدفون اش مي کني

you see it in them
and burry it deep within

برگرد و با خورشيد روبه رو شو...

turn and face the sun...
Track Name: Bahareh Hedayat - Blood of Flowers
«خون ارغوان ها»

زده شعله در چمن، در شب وطن، خون ارغوانها
تو اي بانگ شورافکن، تا سحر بزن شعله تا کرانها

Fire burns in the grass, in the homeland at night, purple flowers' blood
You, my exiting exclaim, are flame bound until sunrise

که در خون خستگان، دلشکستگان، آرميده توفان
به آيندگان نگر، در زمان نگر، بردميده توفان

Because a storm has arrived in the blood of fatigues and heartbreaks
Look into the future, the storm is rising up

قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارت دهندگان را
که لبخند آزادي، خوشۀ شادي، با سحر برويد
سرود ستاره را موج چشمه با آهوان بگويد

Burn the cage, free the birds, and evangelists (meaning those who give tidings of freedom and happiness to people)
Freedom's smile, and happiness rises up at sunrise
And spring's wave sings an anthem for the beloved

ستاره ستيزد و شب گريزد و صبح روشن آيد
زند بال و پر ز نو، آن کبوتر و سوي ميهن آيد

Stars fight so night escapes out and morning shines
The pigeon will fly again to the homeland

گرفته تمام شب، شاخه اي به لب، سرخ و گرده افشان
پرد، گرده گسترد، دانه پرورد، سر زند بهاران

It has flown all night, a branch to its lips, red and pollinating
It flies, spreading pollen, growing seeds, rising the spring up

قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارت دهندگان را
که لبخند آزادي، خوشۀ شادي، با سحر برويد
سرود ستاره را موج چشمه با آهوان بگويد

Burn the cage, free the birds, and evangelists (meaning those who give tidings of freedom and happiness to people)
Freedom's smile, and happiness rises up at sunrise
And spring's wave sings an anthem for the beloved
Track Name: Haale - The Voice
شما را ديدم آن هنگام که در خيابان ها راهپيمايي مي کرديد
ديدم که خون از شما جاري شد، ديدم که از شما خون جاري شد

I saw you marching through the streets
I saw you bleed, I saw you bleed

اما صداي شما، فرياد شما هيچگاه نخواهد مرد
بينش و بصيرت نهفته در چشمان شما نيز هيچگاه نخواهد مرد
صداي شما، فرياد شما براي آزادي
اين فريادها توسط ما پژواک مي يابند و تقويت مي شوند

But your voice, your call will never die
Nor will the vision in your eyes
Your voice, your call for freedom
It echoes through us all and amplifies

ما از شش هزار مايل دورتر ديديم
که شما با شجاعت بسيار خيابان هاي تهران را پيموديد

We watched from six thousand miles away
As you marched through the street so very brave

آتش اشتياق در پي آزادي شعله ور است
در اين مورد همگي يکسانيم
صداي شما، فرياد شما براي آزادي
اين فريادها توسط ما پژواک مي يابند و تقويت مي شوند

Desire burns for freedom
In this we know that we are one
Our voice, our call will never die
It echoes through us all and amplifies

و ما خواهيم ايستاد، خواهيم نوشت، خواهيم خواند، خواهيم برخاست
خواهيم ايستاد، خواهيم جنگيد، خواهيم خواند، خواهيم برخاست
ما خواهيم ايستاد، خواهيم جنگيد، خواهيم خواند، خواهيم نوشت، عشق خواهيم ورزيد، و عشق خواهيم ورزيد

And we'll stand, we'll write, we'll sing, we'll rise
we'll stand, we'll fight, we'll sing, we'll rise
we'll stand, we'll fight, we'll sing, we'll write, we'll love, we'll love

اما صداي شما، فرياد شما هيچگاه نخواهد مرد
بينش و بصيرت نهفته در چشمان شما نيز هيچگاه نخواهد مرد
صداي شما، فرياد شما براي آزادي
اين فريادها توسط ما پژواک مي يابند و تقويت مي شوند

And our voice, our call will never die
Nor will the vision in our eyes
Our voice, our call for freedom
It echoes through us all and amplifies
Track Name: Fared Shafinury - Yare Dabestani
يار دبستاني من
يار دبستاني من
يار دبستاني من
يار دبستاني من

Schooldays friend of mine
Schooldays friend of mine
Schooldays friend of mine
Schooldays friend of mine

با من و همراه مني
چوب الف بر سر ما
بغض من و آه مني

You're with me at my side
A ruler above our heads –
You're my scar and my sigh;

حک شده اسم من و تو
رو تن اين تخته سياه
ترکهٔ بيداد و ستم
مانده هنوز رو تن ما

Engraved on this blackboard
Are your name and mine
Tyranny's welt on our flesh
Has not faded with time

دشت بي فرهنگي ما
هرزه تمام علفاش
خوب، اگه خوب
بد، اگه بد
مُرده دلاي آدماش

The fields of our culture
Have grown wild with neglect,
Come the good or the bad –
People's hearts are now dead;

دست من و تو بايد اين
پرده ها رو پاره کنه
کي ميتونه جز من و تو
درد ما رو چاره کنه

My hand and yours
Must tear the weeds away
Who but you and I
Can cure our pain?

کي ميتونه جز من و تو
درد ما رو چاره کنه
کي ميتونه جز من و تو
درد ما رو چاره کنه

Who but you and I
Can cure our pain?
Who but you and I
Can cure our pain?
Track Name: Soraya Fallah feat. Omeed Rafizadeh - Chemical Tears
KURDISH - ENGLISH

1) Kurdish
ژیان و ماڵم به جێ هێشت
ماڵیکم ئه ویست نه له خشت
ماڵم وێران کرابو
نیوه ی به جیا ڕوخابو

2) English
Left her home for a day for a week for a year
landmines at her feet, chemicals in her tears
she suppress the fear, inhale toxins made by war profiteers
saw a man die laughin'
hahahaha
got poison in her blood that year
ran from bombed home slumpin' halfway gone
family on the floor
waitin for the sound
waitin for those missiles beating down
right beyond the door, right beyond the door now
gun-shot songs for child of war
when the state hunts your people
what’s your life for?

3) Kurdish
ئێسته له به ندینخانه
ئه شکه نجه یه و زیندانه
به ڵام له شاری جوانی
به هیوای هاتنه وانی
وتیان هاوری شیرینی(شیرین علم هولی(
فێربوی ده ستی فه رهادی(فه رزاد که مانگه رو فرهاد وکیلی(
زمانت نا له باره
سیزاکه شت سه رداره

4) English
when the state hunts your people
your life is fight or run
you name boys after devastation
you name girls after “unknown nation”
they the center, they the foundation
her life never saw no relief
she was in love with fantasies of peace
she was suffocatin' in bomb smoke, but she chose to breathe deep
For years her only friend was a road too steep, windin' through the mountains took her to the city
Tryin' to form a movement, got in too deep
walkin' among the wolves, syrup dripping from they teeth x2

5) Kurdish
ئێسته له به ندینخانه
ئه شکه نجه یه و زیندانه
به ڵام له شاری جوانی
به هیوای هاتنه وانی

له ته مه نی دوانزه سالان
ڕوشتم به ره و هه واران
شه ڕم له سه ر نه زانین
بو چی نه بونی ئاشتین
سیزای ئازادیخوازی
تۆمه تی خوا نه ناسین

6) English
they drooled at the sound of the girl they bit down on
little hunted runaway, they, told her to pray, they
told her that she speaks the wrong tongue anyway
drag her away
Now she sits in a cell all day
Forced to call every beast “sir”
but back at home
her family on the floor
they still wait for her

7) Kurdish
به ره و ئاسۆ

**********************

FARSI - ENGLISH

1) Farsi
زندگی و خانه ام را رها کردم
در جستجوی خانه ای دیگر نه از جنس خشت
آشیانه ام را ویران کرده بودند
بخش اعظم آن به آوار مبدل شده بود

1) English
I left my home
Left it (echo)
I wanted a house, not made of clay
My house was destroyed
Half of it was demolished

2) Farsi
خانه اش را براي يک روز، يک هفته، يک سال ترک گفت
مين هاي زميني در برابراش، مواد شيميايي در اشکهايش
ترس را فرو مي نشاند، سموم شيميايي ساخته شده توسط دلالان جنگ را استنشاق مي کند
مردي را ديد که در حال جان دادن مي خنديد
ها ها ها ها
آن سال سم به خونش وارد شده بود
از خانه ي بمباران شده اش گريخته، و در ميانه راه بر زمين افتاده بود
خانواده بر کف زمين
در انتظار صدا بودند
در انتظار موشک هايي که بر زمين کوبانده مي شدند
درست در آن سوي در، اکنون درست در آن سوي در
ترانه هايي براي کودکان جنگ از صداي شليک گلوله ها
وقتي دولت مردمت را شکار مي کند
زندگي ات براي چيست(به چه دردي مي خورد)؟

3) English
Now in a cell torture and imprisonment
But in the city of beauty, waiting for you to come back
They told me you are friend of Shirin (Alamholi)
Learned from Farzad (Kamangar) 2
Your mother tongue is wrong
Your punishment will be hanging

3) Farsi
اکنون در بندو اسارت
شکنجه و زندانم
اما در شهر زیباییها
در انتظار و چشم به راهت
گفتند همره شیرینی(شیرین علم هولی(
آزموده دست فرزاد(فرزاد کمانگر و فرهاد وکیلی(
به زبان غیر سخن می گویی
پس سزاوار به دار آویختنی

4) Farsi
وقتي دولت مردم ت را شکار مي کند
زندگي ات جنگ است يا گريز
نام پسران را در پي "ويراني" انتخاب مي کني
نام دختران را در پي "ملت ناشناخته" ‏
آنها که.......‏
زندگي شان هيچ گاه آسايش به خود نديد
او به "توهم صلح" عشق مي ورزيد

دود بمب او را خفه مي کرد، اما، اما ترجيح داد تا نفس عميق بکشد
براي سالهاي سال تنها دوستش يک جاده ي پر شيب بود،
از ميان کوهستان پيچ و تاب مي خورد و او را به شهر مي رساند
تلاش مي کرد تا خود را حرکت دهد، در حالي که عميقا گير کرده بود
از ميان گرگ ها راه مي رفت، گرگ هايي که از دندان هايشان شيره مي چکيد

5) Farsi
اکنون در بندو اسارت
شکنجه و زندانم
اما در شهر زیباییها
در انتظار و چشم به راهت
در سن 12سالکی
به سوی بلیدیها رفتم
برای جنگ با نادانی
برای یافتن پاسخ فقدان صلح
حکم آزادیخواهی
تهمت دشمنی با خداست

5) English
Now in a cell, torture and imprisonment
But in the city of beauty, waiting for you to come back
At the age of 12
I went toward destiny, my fight was against ignorance
And the fact that there is no peace
Punishment for seeking freedom is being slandered, accused of “enmity against God”

6) Farsi
از صداي دختر، که نقش بر زمينش کرده بودند، خوشحال بودند و آب از دهانشان جاري شده بود
آنها به دخترک فراري شکار شده مي گفتند دعا کند
به دخترک گفتند که به زبان نادرستي تکلم مي کند
او را کشيدند و بردند
حالا او تمام روز را در يک سلول مي نشيند
و مجبور شده تا به هر حيوان درنده اي بگويد "آقا"‏
اما در خانه
خانواده اش بر کف زمين
کماکان در انتظاراش هستند

7) Farsi
به سوی افق

7) English
Towards the horizon
Track Name: Shapour Bakhtiar Interlude
بازسازي کشور به مشارکت همه نيروهاي مترقي، فارغ از پيش داوري جنسي، قومي و مذهبي، به فضاي سالم سياسي نيازمند است و اين نمي شود جز با دموکراسي، باز هم دموکراسي، هميشه دموکراسي.‏

Reconstruction of country needs contribution from all progressive forces, without any prejudice based on their gender, ethnicity and religion. It also needs a healthy political atmosphere, and this is only possible with (by) democracy, again democracy, democracy for ever.
Track Name: Eendo - Naale ye Shabgeer
ناله شب گير

سرنوشت ما اين شد که بريم به فنا
همه سرگردون تو دنيا
چون گرد و غبار تو هوا
آخر شديم بازيچه دست قلدرا
‏ خونه مون افتاد به چنگ اين دزدا و مفتخورا

Fate lead us to oblivion, we were predestined
Wandering the globe aimlessly like dust in the wind
At last the bullies turned us into their mere plaything
They took our freedom, took our home, they took everything

اون از رئيس جمهور دولت کودتا
مونده رو کار با زور چماق بسيج و سپاه
نذاشت واسه مون آبرو هيج کجاي دنيا
بس که زد حرف بيجا
مفت گفت و پرت و پلا

So much for that president of the state of coup d'état
Remaining in power by the force of basij and sepah
He goes place to place, leaving nothing but disgrace ...
... speaking nonsense with no shame, and we, the people, take the blame

نفهميديم چطور شد، چي خورديم از کجا
کردن پاچه مون به اسم مذهب و دين و خدا
از دست اين غارتگرا به کي ببريم پناه؟
دستشون پر از خون و جيبا پر از طلاي سياه

We didn't know what was coming ... how did it all begin?
They fooled us all, in the name of god and religion
Where shall we seek refuge from these murderers and thieves?
Black gold in their pockets, 'n blood drips from their sleeves

فرهنگ ما کجا رفت از کجا رسيديم به کجا
کجايين کجايين اي فردوسي اي دهخدا؟
تا کي همواره غمگين به آهنگ عزا،‏
تا کي دلهاي رنگين پر باشن از رنگ سياه؟

Our heritage went to waste, we did not foresee
Where are you! Where are you! DehKhoda! Ferdowsi!
How long shall we grieve to tunes of sorrow and sadness?
How long shall our colorful hearts be filled with total blackness?

عاقبتمون چنين شد که بشيم مبتلا،‏
به جنگ و فقر و بدبختي و صد رنج و درد و بلا
جوونامون در راه آزادي شدن فدا،‏
اشکان، ترانه، سهراب، ندا، محمد، فاطمه، مصطفي

We were lead by destiny to war and poverty ...
... to pain and suffering, misfortune and adversity
Our heroes lost their lives in hopes of a free Iran
Sohrab, Taraneh, Mohammad, Fatemeh, Mostafa, Neda and Ashkan ...

پس کي مياد اون روزي که بشيم از شر اينا خلاص
مگه ما چه بد کرديم که اين گونه پس ميديم تقاص
بگو چرا زمونه اين گونه کرده با ما، چرا هيچکس نميدونه؟
نميدونه هيچکس چرا؟

We hope to one day be rid of these heartless bullies
What have we done wrong to deserve such cruelties and brutalities?
Tell me why! Why did we get inflicted with this omen?
Why can't anyone answer this rhetorical question?

همخواني:‏
چون تقدير چنينه چه تدبير کنيم؟
چاره حتما جز اينه که ناله شبگير کنيم...‏
تقدیر اگر چنینه چه تدبیر کنیم
چاره بگو جز اینه که ناله شبگیر کنیم

Chorus:
If this is our final fate, what's there to be done?
anything but to moan the whole night away, to groan all night long
If this is our final fate, what's there to be done?
anything but to moan the whole night away, to groan all night long
Track Name: Sofar - The Green Story
سي سال پيش توو يه زمستونه سرد، توي اوج ظلمُ درد
پيرو جوونُ زن ُ مرد، يه نسل اومد يه انقلابي کرد
واسه آزادي و رفعِ تبعيض از قمُ تهرانُ بمُ تبريز
همه دست به دست هم نفس راه ادامه کارُ روي شاه ميبست
تا که شاه رفت آخوند جاش اومد، همون سوزِ سرد، همون رنجُ درد اوني که سي سال ملّتو ذلّه کرد
توي فکرشون همه چيز عالي شد، همه هزينه ها بيت المالي شد
يه نفر از پاريس اومد و صحبت کرد، توي دهني حواله دولت کرد
ميگفت پول برق، آبُ نفت، که تا ديروز توي جيب شاه ميرفت،‏
الان مال توست، اي هموطن، بيا کشورُ بسازيم تن به تن
دو سه سال بعد وقتي سفت شدن، راه سواري از مردمُ حفظ شدن
حزب هايي که واسه ايران خون دادن، تک تک توي زندانا جون دادن
وحشيا شروع کردن کُشتُ کُشتار، جنازه و شهيد بود که همينطوري پشت به پشت داد

30 years ago, in a cold winter, when the pain of injustice was at its highest
Old and young, men and women, a generation carried out a revolution
For freedom, against discrimination, from Qom, Tehran, Bam and Tabriz
People were together and in unity, the Shah could not go on anymore
Then Shah went and Mullahs took his place, again the same freezing blast, the same pain and suffering, that exhausted the nation for thirty years
They thought that everything was going to be wonderful, and all of expenses were going to be paid by the state
A guy came from Paris (Khomeini) and held a speech, threatening the government with a fist
He said: the money taken by state for electricity, water and fuel was going into the packets of Shah
But now, the money is for you, My compatriots, Let’s build the country together, he said
Two or three years later, when they mastered in how to exploit and rule the people,
Members of political parties who had given sacrifices for their homeland, murdered one by one in prison
These savages started a massacre, corps and martyrs were amassed on top of each other

امروز اي ايراني اگه پاشي، فردا مال ماست
قطره بارون هم اگه باشي دريا مال ماست
بيا مرهمي باشيم واسه خاکي که مال ماست
ايراني سبز باش ايران مال ماست

My fellow-countryman, if you stand up today, tomorrow will be ours
If you are just one droplet of rain, sea will be ours
Let’s heal the land, which is ours
My fellow-countryman, be green, Iran will be ours

سر سفره که نيومد پولِ نفت، از سر سفره مردم نون هَم رفت
تا اينکه رسيديم به سال هشتادُ هشت، فکر اصلاحات باز توي ذِهنا ميگشت
ولي اين دفعه اکبرُ خاتمي، با مهدي کرّوبي موسوي
همه با هم اومدن پُشت مردُم، تا که با هم بشکنيم پشت دردُ
فکر انتخابات مردمو شاد ميکرد، بوي آزادي رهايي بيداد ميکرد
همه ايران يهو شد رنگ سبز، ذلّه شده بودن مردم بي حدّ و مرز
همه دست به دست، عليه ديو پست، رنگ سبز پاي صندوقا صف ميبست
روز جمعه بود بيستُ دوي خرداد، که موسوي اومد به همه قول داد
که اگه تقلّب بشه من هستم، تا آخر پاي رأيتون نشستم
روز شنبه سياه آغاز شد، صندوقاي دروغي يکي يکي باز شد
صادقُ عزّتُ مجتبي، شُعبده کردن با رأي ما
رأي سبزمون، شد تباه، توي بُهتمون خوندن سياه

Not only the “Oil money” was not distributed among population, they become much more economically weaker
Then we came to 2009, when the idea of reform again found place in people’s minds
This time Akbar and Khatami, supported Mousavi and Karoubi
They all stood on the side of people, so that together we get rid of pains
Election made people happy, the smell of freedom and liberty in the air
Suddenly the whole Iran became green, people were extremely tired of status-quo
All together against the evil demon, the green color formed lines before the Ballot Boxes
On Friday, June.12, Mousavi promised
That if they cheat in the election, he will stand and fight until the end
In the dark Sunday, the factitious ballot boxes became opened one by one
Sadegh (Mahsouli), Ezzat (Zarghami) and Mojtaba(Khamenei) tampered with our votes
Our green votes were ignored; they read them as black while we were staggered
Track Name: Johnny B. Azari - Freedom Glory Be Our Name
سكوت در تنهايي شناخته مي شود
رنگين كمان در آتش افزايش مي يابد
مي تواني آن را پايين بكشي دوست من
ولي دوباره ده چندان كمانه مي كند.‏

lt's a silence the lonely know
in the fire the rainbow grows
you can push it down my friend
it will come up ten fold again

ما نام شما را پاك خواهيم كرد ، ما در اين كوتاهي نخواهيم كرد

we will erase your name, we will show no restraint

چقدر بايد خون ريختن
در خيابانهاي ناآرام
تا زماني كه نياز باشد خون خواهيم داد
تا رود خونمان شما را از تاريخ محو سازد

how much blood must be shed
on the streets of unrest
we will bleed as long need be
that river will remove you from history

ما نام شما را پاك خواهيم كرد ، ما در اين كوتاهي نخواهيم كرد

we will erase your name, we will show no restraint

شما براي ساليان ما را غارت كرديد
اما ما تا آخرين اشک، خود را حفظ كرده ايم
ما از نفرت شما رنج برده ايم
و حال به سوي دروازه هاي كاخ شما پيشروي مي كنيم.‏

you have robbed us for many years
but we have saved every last tear
we have suffered all of your hate
and now we march down to your gates

ما نام شما را پاك خواهيم كرد ، ما در اين كوتاهي نخواهيم كرد

we will erase your name, we will show no restraint

شكوه آزادي با ماست
شكوه آزادي با ماست

Freedom, Glory, Be Our Name
Freedom, Glory, Be Our Name

شما خيال مي کنيد قدرتتان پا برجا است
وقتي که ما را تهديد به جنگ مي كنيد
اما ترس نيز محدوده اي را دارد
ما ديگر از شما نمي ترسيم.‏

you think your power is secure
when you startle us with the threat of war
but fear has its limits too
we are no longer scared of you

ما نام شما را پاك خواهيم كرد ، ما در اين كوتاهي نخواهيم كرد

we will erase your name, we will show no restraint

ما معبدتان را در زمين خواهيم سوزاند
تمام زندانهايتان را ويران خواهيم ساخت
چوبه هاي دارتان را آماده آتش خواهيم كرد
در واپسين لحظه آخرين حلق آويز.‏

we will burn your temple to the ground
we will tear all your prisons down
your gallows will be set for burning
just before one last hanging

ما نام شما را پاك خواهيم كرد ، ما در اين كوتاهي نخواهيم كرد

we will erase your name, we will show no restraint

شكوه آزادي با ماست
شكوه آزادي با ماست

Freedom, Glory, Be Our Name
Freedom, Glory, Be Our Name

اکنون به شما آخرين فرصت را مي دهيم
تا حقمان براي رقص در ميدان را بدهيد
و يا دست سرنوشت تبديل به يک مشت خواهد گشت
نيرويي كه اراذل و اوباشتان نتوانند در برابرش مقاومت كنند

now we give you one last chance
to do what's right and to let us dance
or the hand of fate will become a fist
a force your thugs can not resist

آنجا که سپاهيان مشق قتال مي کنند
گستره چمني مي تواند باشد،‏
و کودکان رنگين کماني، رقصنده و پر فرياد
اما آن که در برابر فرمان واپسين
لبخند مي گشايد،‏
تنهامي تواند
لبخندي باشد (از شاملو)‏

The fields where soldiers practice their killing
can be a spread of green grass
where the boisterous rainbow children may dance
while the one who beams with
ultimate command
will merely be a smile
(Written by Shamloo)

شکوه آزادي با ماست
شكوه آزادي با ماست

Freedom, Glory, Be Our Name
Freedom, Glory, Be Our Name
Track Name: Majid Tavakoli Outro
ما در اين چند سال اخير ديده ايم با همه تدابير امنيتي رفته بر دانشگاه و فضاي خفقان و سرکوب ويژه در دانشگاه، امروز همچنان دانشگاه زنده است و اين آخرين سنگر آزادي ميزبان صداي رسا و فرياد آزادي و آزادي خواهي دانشجويان است.‏

During recent years we have seen that with all of the security measures being enforced on universities, and suffocation and the drastic repression inside universities, today university is still alive and this stronghold of freedom is continuing to host the voice of students and their cry and struggle for freedom and liberty.