Azadi: Songs of Freedom for Iran

by United for Iran

/
  • Streaming + Download

    Purchasable with gift card

     

1.
ورود:‏ (سخنراني آيت الله طالقاني در يکي از نمازهاي جمعه ابتداي انقلاب) ... به همين منوال پيش برود، مستبديني و مستبدهايي برما مسلط خواهند شد... (Speech by Ayatollah Taleghani, after a Friday prayer in the first days following the Islamic Revolution) "If it keeps going as it is, there will soon be tyrants dominating us…" همخوان:‏ (از ملک الشعراي بهار) با شه ايران ز آزادي سخن گفتن خطاست کار ايران با خداست، کار ايران با خداست مذهب شهنشه ايران ز مذهب ها جداست کار ايران با خداست، کار ايران با خداست شاه مست و شيخ مست و شحنه مست و مير مست مملکت رفته ز دست، مملکت رفته ز دست هر دم از دستان مستان فتنه و غوغا به پاست کار ايران با خداست، کار ايران با خداست Chorus: (Poetry by Bahar, Translated from Farsi original by Salome MC) It is a mistake to talk to the Shah of Iran about freedom Iran’s fate is in God’s hands The Shah of Iran has a special religion of his own Iran’s fate is in God’s hands King is drunk, elder is drunk, governor is drunk, commander is drunk The destiny of the country is out of our hands now Each moment the hands of drunken people bring intrigue and turmoil Iran’s fate is in God’s hands بخش اول:‏ حرفي دارم که مانده در گلويم مثل لقمه حرام چون زن هاي صيغه مسولان در اندرون چون زنداني سياسي توي سلول انفرادي انتحاري هست حرفهايم، چه ملموس چه انتزاعي نديدم انقلاب را، ولي انقلابي هست رپم اين قلم سلاحم است، با توشه اي حاوي کفن نيشخند نزن، مي دانم دارم زياد واسه از دست دادن (منم يه دختر ساده ام) ولي تو تا حالا تو خيابان دنبال جواب گشته اي؟ براي ثبت حقيقت، دوربين زير چادر بسته اي؟ آره، گاهي حاضريم از آزادي سلب بشويم براي حفظ آزادگي مان و معناي هستي حس هتک حرمت، واسه ترد ظلمت، مستقل از دولت خودجوش و پر قدرت نيست منظورم خرداد هشتاد و هشت شهريور ۵۹ را مي گويم تا ۶۷ پدرم در جبهه مادرم تو صف شير جيره بندي شده تو مرکز شهر...‏ آژير بمب تلخ، هموطنان پا به پاي مرگ گاهي با کلاشينکف، گاهي با سنگ...!‏ اين هست خلوص نيت! نه عقده حقارت و برتري يه مشت غارتگر اموال سفارت هزاران راه پيما خس و خاشاک بودند اونوقت صد تا ناـ دانشجو احساسي و پاک بودند؟ Verse 1: I got things to say that are stuck in my throat like a “haraam bite” Like the temporary marriages of the officials, hidden behind curtains Like a political prisoner in solitary confinement What I am going to say is suicidal, whether concrete or abstract I haven’t seen the revolution, but my rap is revolutionary This pen is my weapon, and I got my burial shroud in my backpack Don't laugh, I know I got a lot to lose… I am an ordinary girl too after all. But have you ever been looking for answers in the street? Have you ever put a camera under your hijab (veil) to record the truth? Yeah, sometimes we are ready to lose our freedom, To protect our liberty and the meaning of our existence The feeling of desecration… Trying to get rid of the darkness… Spontaneous and powerful …. Independent from the government… and I do not mean the 2009 post election crack-down, no… I mean September 1980 to August 1988: My father on the frontline, my mother in the milk-line... for our ration of milk in the city center of Tehran The bitter air raid siren, and our countrymen fighting to their last drop of blood Sometimes with a klashinkof, sometimes with a rock…! That is what’s called pure intentions, not the super/inferiority complex of a few embassy raiders! Thousands of protestors were called “dirt and dust” (by Ahmadinejad, 2009) But a hundred non-students were the emotional and pure ones? (As called by Alaa’ddin Borujerdi) همخوان:‏ مملکت کشتي، حوادث بحر و استبداد خس ناخدا عدل است و بس، ناخدا عدل است و بس کار پاس کشتي و کشتي نشين با ناخداست کار ايران با خداست، کار ايران با خداست پادشه خود را مسلمان خواند و سازد تباه خون جمعي بي گناه، خون جمعي بي گناه اي مسلمانان در اسلام اين ستم ها کي رواست؟ کار ايران با خداست، کار ايران با خداست Chorus: The country is a ship, the events is the sea and the dictatorship is a dust The captain is the justice Protecting the ship and the voyagers is the captain’s job Iran’s fate is in God’s hands The king calls himself a Muslim and still spills… …the blood of innocent people How can this kind of cruelty be justified in Islam? Iran’s fate is in God’s hands بخش دوم:‏ اميد داشتيم به اصلاحات، چون روال انقلابات همين است با انتخابات مي شود کم کم جا را داد از تندرويي به اعتدال باور کور به استدلال از تحجر به پيشرفت واقعي و استقلال آزادي فردي تو عقيده بيان، بدون اخلال فضاي شخصي ديگران آموزش و پرورش بدون تعصبات ملي و ديني و قومي و نژادي و زبان ولي زمان گذشت و پر از اشک شد چشم هاي مادران تو جنگ دهه شصت و قتل هاي زنجيره اي تو دهه هفتاد...‏ تا اينکه در جمعه اي تاريک اتفاق افتاد...‏ دست رايمان بريد...‏ اشتياقمان گريخت...‏ شيطان پرست که بوديم، اغتشاشگر هم شديم زنداني هاي سياسي، اختلاس ها، تورم بيست در صدي، حمايت از بشار اسد، واي!‏ Verse 2: We were hoping for reforms, because that is how revolutions work: We can move towards democracy with elections From extremism to moderation From blind faith to comprehension From fossilization to real advancement and independence Freedom of speech and freedom of belief without interfering in others’ personal space Education with no national, religious, tribal, racial and language bias But the time passed and the eyes of mothers got full of tears in the war of 80s and in the chain-murders of 90s, Until on one black-Friday it happened … Our hand of election got cut… Our enthusiasm went away… We were already called devil-worshippers, and now we are “rioters” too Political imprisonments, embezzlements, inflation, and supporting Bashar Assad? Gotta be kidding me! همخوان:‏ با شه ايران ز آزادي سخن گفتن خطاست کار ايران با خداست، کار ايران با خداست مذهب شهنشه ايران ز مذهب ها جداست کار ايران با خداست، کار ايران با خداست شاه مست و شيخ مست و شحنه مست و مير مست مملکت رفته ز دست، مملکت رفته ز دست هر دم از دستان مستان فتنه و غوغا به پاست کار ايران با خداست، کار ايران با خداست Chorus: It is a mistake to talk to the Shah of Iran about freedom Iran’s fate is in God’s hands The Shah of Iran has a special religion of his own Iran’s fate is in God’s hands Shah is drunk, Sheikh is drunk, governor is drunk, emir is drunk The destiny of the country is out of our hands now Each moment the hands of drunken people bring intrigue and turmoil Iran’s fate is in God’s hands خروج:‏ ادامه سخنراني طالقاني:‏ اين انسان، براي رسيدن به هدف همه جور وسيله را توجيه مي کند.‏ دروغ مي گويد، فريب مي دهد، خدا را شاهد مي گيرد که من دلسوزترين مردم در حق شما ملتم....‏ ولي روحيه اش لجوج ترين، کينه ورزترين مردم است نسبت به خلق. تا وقتي سوار کار نشده وعده مي دهد، همين که سوار شد، ديگر به هيچ چيز رحم نمي کند.‏ Outro: (the rest of the speech) This person, will justify any means to reach his goals… He lies, he deceives, he swears to God: `I am the most compassionate for you.` But in reality, he is the most stubborn, most hateful of all people. Before he gets power in his hands, he makes promises… Once he gets it, he will have no mercy.
2.
مکشوفين Makhshofeen (exposed) شعارها ، شعارها، بسه شعارها تون ادوار تاريک، قرون وسطي ما ميبينيم که دارن ميان با تصميم هاتون slogans slogans enough of your slogans dark ages are coming with you we saw it with your decisions.. رژيم سابق از آشغال يه هرم ساخته پس موندهٔ زمانهاي جهل بيماري به جا ميذاره the past regime built a pyramid of trash.. the leftovers of the times of ignorance leaves behind many rashes... تکبر بزرگترين گناه ابليس بود که به قوم عاد داد و براي همون سقوط ميکنه ملت، به نام اسلام، بخون کتاب…‏ Vanity is the biggest sin from Satan (Iblees) to the people of Aad... And with it the nation will fall, in the name of Islam READ THE BOOK.. حمايت ميکني از اشتباه با کله شقي اشتباه همش اشتباه در اشتباهه، فرمان اسلام نيکوکاريه، عدالته، صلاحه you support what’s wrong and your stubborn head towards wrong Is all wrong within wrong, Islam orders to call for righteousness and justice.. حرص همه رو قاطي هرج و مرج ها کرد، به خاطر شما همه مونو از هم جدا کرد مردم رو پايمال نکن بعد بگو “مصريها ميتونن سنگ هم بخورن” (مثل معروف)‏ Greed got everyone mixed in chaos, and because of you we are now divided.... Dont step on the people then say, “Egyptians can live off rocks” (A FAMOUS QOUTE) تو مجلس مون خيلي خبر هاست ولي من مصري هنوز نگرفتم حقي که مال ماست سياست مدارها (اسلامگرا ها) زود فروختنمون و راه انداختن بي قانوني رو In the parliament so much happening and as an Egyptian I still didn’t get any of my rights… (Islamist) politicians sold us fast and started on the real anarchy… لباس ارتشي زيرش جلبيه و عما (پوشش شيخ ها)‏ برنامه ها و نقشه هاي پليد پنهان، پشت سر مردم، تو زمان بحران The military costume hides a jalabeyya and a emma (what sheikhs wear) Hidden evil plans and agendas behind the peoples back in a critical time.. احمقانه ترين حربهٔ اين خيانتکارها اينه که بگن تو کافري برادرا، در اسلام ايمان به خداست نه به سياست و حزبها The dumbest weapon for those who betray you is for them to say your an infidel.. In Islam faith is to God and not to political parties, our brothers... شما تو لباس مبدلين پشت پردهٔ دين فکر کردن بعد از محاصره ديگه سوار کارن تو ترسيدي يا اونا نميفهمن که اين فقط يه تله هست؟ کيو گول ميزني؟ تو افشا شده اي!‏ Your are disguised Behind the curtain of religion.. They thought that after they were besieged they can now take over… Are you scared, or do they just not understand..that it’s a trap... Who will you fool? You are exposed! بخش 2:‏ گفتيم يه ورق جديد باز کنيم بين ما و اونا ولي نشئه قدرت دلهاشونو کور کرد و روي ديده شون يه ديوار کشيد حالا يه هو به شورشگرها ميگن قلدر همه به انقلاب خيانت کردن و اين شرمش از همه چيز بيشتره…‏ Verse 2: We said we will open a new page between us and them But the high of power blinded their hearts and put a wall on their vision.. Now suddenly rebels are called thugs? and even after the step down they are not right? Everyone betrayed the revolution and this is the biggest shame of all… اسکاف همه رو ميندازه زندان، اخوان مسلمين هم به همه ميگن خائن همه دست به يکي کردن که به قانون اساسي حمله کنن و حق نوشتنشو ازمون گرفتن، روياي ما رو دزديدن انگار تو مجلس نمايندهٔ ما هستن، تو اين نمايشي که توش نقش بازي ميکنن لذت آزاديمونو کشتن، حتي بدنمون رو آش و لاش کردن The Scaf is putting everyone in jail, and the Muslim brothers are calling everyone a traitor.. They all ganged up and attacked our Constitution stole our right to make one and stole our dream As if in the parliament they represent us, this is a little play they are all acting in... They killed our joy of freedom and even the body is getting mutilated... خدا بني اسرائيل رو اون قديما نفرين کرد چون دين رو براي پليدي استفاده کردن و اين با هر ديني مغايرت داره که يک شيخ يا يک آدم رو يه خداي مقدس کنن God cursed the people of Israel in old days because they used religion for evil... And it is against all religions to treat a sheikh or a human as a divine god… و رهبر اخوان مسلمين رسما هيچ قدرت سياسي نداره پس تو مشمول دستورهاشي نه من!‏ تو عقيدتو به من تحميل نخواهي کرد…و سرزمين منو نخواهي دزديد…‏ And the leader of the Muslim brothers doesn’t have any official political authority… So his orders, they can apply to you but not ME! You will not force your ideas...and you will not steal my land… و همهٔ رأي اکثريتت مثل حزب وطنيت (حزب اسبق حسني مبارک) غير قانونيه تو بايد دين و دولت رو از هم جدا کني انقلاب بر ضد دروغگوهاي مذهبي و سياسي داره باز شروع ميشه And your whole majority vote is illegal like the Watany party (Mubaraks old party and former majority voted party) You need to separate religion from politics The revolution is re-starting on the liars of politics and religion…
3.
Lay down your weapons, Open your hearts, No more fighting, We are one بیا، تو هم برای ی بار و واسه همیشه، به جمع عاشقا بپیوند و ببین چی میشه Come on, join us once and for all, let’s be honest, let’s be true Join the force of love and see, what’s in there waiting for you! دیگه توی زور خونه ها هم مردامون شریفن پا برهنه با یه لنگ، صد تا هم وزن رو حریفن Even in the wrestling rings, our men tend to tolerate Barefooted, with a waist-cloth, wrestling men of the same weight تو، با زانو بند و نقاب و باتون و لاه خود ناز نفست برادر، مردونگی ات همین بود؟ You walk with your kneeguards; carrying chains and clubs, wearing a mask Well done brother, what a champ! Is that what you call bravery I ask? بزن بذار بمیرن! بشن! بسوزون و در رو خدا ه از زیر نقاب نمی بینه چشماتو It’s easy to strike and brake, kill and burn, destroy and chase I guess God can’t recognize a properly hidden face! بیا، تو هم برای ی بار و واسه همیشه، به جمع عاشقا بپیوند و ببین چی میشه Come on, join us once and for all, let’s be honest, let’s be true Join the force of love and see, what’s in there waiting for you! بزن ببینم اون دلت تا ی میاره طاقت ی دستات از غیرتت می شه یه م خجالت Go on hit and kill, let’s see how long it takes, Before your betrayed heart, melts down and brakes! Let’s see when your hands will feel ashamed of your own zeal Let’s see when your betrayed soul will wake up and start to heal نترس تو هم خس و خا همین مل و زمینی نقاب و بردار تا نور حقیقت رو ببینی Don’t worry, you too are the "dust and mote" of this land Unmask your face, see the light, see the truth and take my hand  بیا تو هم برای ی بار و واسه همیشه، به جمع عاشقا بپیوند و ببین چی میشه Feel the compassion, unity calls at this hour The power of love is higher than the love of power! لذت همدردی و یدلی خیلی بیشتره قدرت عشق از عشق قدرت به خدا بهتره بیا تو هم برای یبار و واسه همیشه به جمع عاشقا بپیوند و ببین چی میشه ‎‏Come on, join us once and for all, let’s be honest, let’s be true Join the force of love and see, what’s in there waiting for you!
4.
دايناسورا همگي جمعند ائتلاف ژوراسيک وار مشغول استصواب و نظارت همه چپيدند ته يه غار The dinosaurs are gathered in a Jurassic-like coalition Deep inside a crowded cave in a crammed-in condition Busy dispensing oversight, approval and permission حساسيت به نور و آفتاب کوردلي مزمن انجماد مغزي عوارض عصر يخبندان Light and sunshine gives them an allergic reaction Chronic heart-blindness and cerebral petrifaction Side-effects of the Ice-age and glacial interaction ابطال راي حقيقت تاييد صلاحيت دروغ Voiding the true results of the nation’s plebiscite Validating a total lie as competent and right صيانت از تکرار حماقت توي حماسه ي حضور شمارش ذهني آرا بدون مسوولين ذيربط Protection of idiocy’s endless iteration Tallying all the dreamed-up votes with great imagination Without a single pertinent official’s approbation مهرورزي به زور چماق همه عدالتتون رو ديدند Meting out compassion through the hardened baton’s might Everyone saw your kinda justice alright ته اين تونل وحشت مي بينم يه نوري هست پشت اين ديوار سنگي يه دشت سبز يه دشت سبز يه دشت سبز Still, at the end of this tunnel of dread and fright And right behind this thick wall of solid granite I can see so clearly, I can see a light There can clearly be seen A vast field of green A vast field of green A vast field of green کفتارا و شغالا مسوول امنيت اين غارند خرمن کينه درو مي کنند و تخم خشونت مي کارند Jackals and hyenas this cave though guard and keep Seeds of violence they sow and bails of hatred reap اين روزا پوشش ملي شده چشم بند و دست بند و زنجير Though these days the nation’s dress and uniform is plain And though it’s but the blindfold, the handcuff and the chain يه خواهش کوچيک دارم آقا، راي ما رو از اينا پس بگير A small favor I ask of you, sir, if I may advise Take my vote back; take it back from these guys ته اين تونل وحشت مي بينم يه نوري هست پشت اين ديوار سنگي يه دشت سبز يه دشت سبز يه دشت سبز Still, at the end of this tunnel of dread and fright I can see so clearly, I can see a light And right behind this thick wall of solid granite There can clearly be seen A vast field of green A vast field of green A vast field of green حکومت سقوط ارزش پول سقوط ارزش انسان سقوط پي در پي توپولوف توي دشتهاي قزوين و کرمان In the rule of plummeting value of the Rial Human worth and Topolov planes perpetually fall In Ghazvin and in Kerman and in fields over all حکومت ترس، حکومت قصاص، حکومت تعزير و زندان حکومت سکوت، حکومت سقوط، به لطف شوراي نگهبان In the government of fear, jail and retribution And the benevolence of guardians of the constitution ته اين تونل وحشت مي بينم يه نوري هست پشت اين ديوار سنگي يه دشت سبز يه دشت سبز يه دشت سبز يه دشت سبز يه دشت سبز Still, at the end of this tunnel of dread and fright I can see so clearly, I can see a light And right behind this thick wall of solid granite There can clearly be seen A vast field of green A vast field of green.....
5.
فقدان نان / توده اجساد بي جان يه سر پلاستيک/ براي گرفتن رد لاستيک سنگ پراني/ گره هايي براي بستن بچه هامون به مرگ در جواني Lack of bread/a stack of dead A plastic head to track your treads Rocks flying/Knots tying our children to their early deaths ذهنها که از دروغ هاي کهنه پر ميشه/کشيدن ماشه براشون آسون ميشه موشا بميريد/ شما جدي نگيريد/ انسانيت برات معما شده Past lies fill your mind/they pull the trigger easily "Rats" die/you don't mind, Humanity is your mystery چشمات وا شده/به زور وا شده ايستادن زير سايه يه هواپيماي بي خلبان شکسته اين امتحان / يه خمپاره افتاد الان/ شکسته جان- شکسته جان Eyes open/pried open Standing in the shadow of a drone The trial is broken/one rocket/lives broken آسمون اشک هاي هدايت با ليزر ميريزه با تبسم خلبان/ پايان ماموريت پايان آدم کشي به اسم يهوه بدون ديدن حتي يه انگيزه The sky is crying laser guided's Pilot smiles/mission over Murder in the name: Jehovah And He can't even see the motive. هم-خواني:‏ من فقط يه لحظه صلح از اينا ميخواستم پليس آزاديمو گرفت وقتي من فقط غذا ميخواستم ميگن صلح يه تيکه ازاون شيرينيه ولي صلح ما که مرد اونا تيکه شونو ميگيرن از سهميه و اونا تيکه شونو ميگيرن از سهميه Chorus: All I wanted was a moment of peace But police took my freedom and I'm trying to eat They say peace is a piece of the pie But while our peace dies, they get their piece And they get their peace
6.
ما يکپارچه با هم ايستاده ايم، و به نام حقوق بشر براي همهٔ مردم. صرف نظر از عقايد سياسي‌مان، هر يک از ما خواستار عدالت و انصاف براي همگان هستيم. خواهران و برادران ايراني ما: شما تنها نيستيد. ما نه هرگز فراموش خواهيم کرد و نه هرگز بي تفاوت خواهيم شد. ما صداهاي شما را شنيده ايم. ما با شما هستيم.‏ We stand together in solidarity and in the name of human rights for all people. Regardless of our religious or political beliefs, every one of us shares a desire for justice and fairness for all. To our Iranian sisters and brothers, you are not alone. We will not forget, or stop caring. We have heard your voices. We are with you.
7.
قسمت اول:‏ هيچ وقت نديدم مردي تا زمان فرا رسيدن مرگش گريه کند، هيچ چيز مثل زيرپا گذاشتن غرور يک مرد نيست، بچه ها به کنار تخت يورش مي آورند، به کناربستر مرگ پدرم در سال 1975. او به مردمش عشق مي ورزيد و به آنها مي گفت که شاه يک عروسک خيمه شب بازي بود و ثروت و دارايي هاي آنها به تاراج رفته بود، و سپس اسيرکنندگان خون پاپس را ريختند، با حيله هايي که از اربابان آمريکاييشان آموخته بودند. هنگامي که صدايش به لرزش افتاده بود، خون در گلوهايش به جريان درآمد، پاپس مرا با دستانش گرفت و مرا سوگند داد، " قول بده که اين را به خيابان ها خواهي برد، رودررو با وحشيان بي رحم، و کمک کن تا انقلاب مردم بر روي پاهايش بايستد". و بنابراين ما در سکوت راه را ادامه داديم، و آهسته و بي صدا يک جنگ رواني را سازماندهي کرديم، جنگي براي فتح اذهان مردم، تحت کنترل، هيچ شانسي باقي نمانده بود، آيت الله ها از فرانسه برايمان مخفيانه کاست هايشان را مي فرستادند. ما تصرف قدرت را آغاز کرديم، و جوانان غرور خود را بازيافتند، و يک صدا مي گفتند که ديگر اجازه نخواهند داد، که انگليسي ها و مهره هايشان سرزمين ما را در کنترل داشته باشند، و تخت طاووس (تخت پادشاهي) را نابود کردند.‏ Verse 1: I never seen a man cry 'til that man died, nothing starts something like _ with a man's pride, the children arrive from rushing to the bedside, of my father's demise in 1975. He had love for his people and told them, the Shah was a puppet and their wealth had been stolen, And then pops bled at the mercy of captors, with tricks they had learned from their American masters. As his voice quivered, blood bubbled up in his throat, Pops took me by the wrist and pledged me to an oath, "Swear to take it to the streets in the face of the beast, and help put this people's Revolution up on its feet." And so we moved in silence and quietly we organized, psychological war, a battle for the people's minds, In control, nothing's left to chance, Ayatollahs sent us underground cassettes from France. We began to seize power and the youth grew proud, declaring in one voice that we'd no longer allow, that these Anglos and pawns control our home, and brought forth the demise of the Peacock Throne. هم سرايي:‏ برادر من، من رنج بردم، من براي مردمم رهبري کردم، انديشه را، من جنگيدم، من براي مردمم خون دادم، گريه، من غمگينم، من براي مردمم سوگواري مي کنم، تا زماني که آزاد شويم، من براي مردمم مي رزمم، سربازان خود را مخفي نمي کنند، من براي مردمم مي تازم، هرچه که غرور مردمم را بازگرداند، رو به آسمان فرياد مي کشم، براي مردمم گريه مي کنم، با دانستن اينکه شايد يک روز براي مردمم بميرم.‏ Chorus: My brother, I suffered, I led for my people, Thought, I fought, I bled for my people, Weep, I grieve, I mourn for my people, Until we are free, I’m at war for my people, Soldiers don’t hide, I ride for my people, Anything to restore the pride for my people, Screaming to the sky, I cry for my people, Knowing one day I may die for my people. قسمت 2:‏ قبل از آنکه ما ماموريت خود را به سرانجام برسانيم، آمريکايي ها سگ دست آموز ديگري بر قدرت نشاندند. و ازآنجايي که مهره ها و عروسک هاي خيمه شب بازيشان از ايران گريخته بودند، يک حاکم ستمگر ديگر به نام صدام در همسايگي توجه آنان را جلب کرد. و پس از آن، با دانستن اينکه صدام به تجاوز و حمله تمايل دارد، رونالد ريگان به او اطلاعات و سلاح هاي شيميايي داد، او تصميم گرفت که در اين پيروزي و غنائم آن شريک باشد، و يک نسل کشي همزمان را سبب شود. قبيله ها را عليه يکديگر بشوران، برادر را عليه برادر، و بخند که اين کاکا سياه هاي بياباني يکديگر را مي کشند، و امروز روني نمي تواند باور کند که چه معامله اي را برنده است، يک مليون از اجساد کشته شدگان، و هشت سالي که ما جنگيديم. پس ازآن، هنگامي که از وطن ديدار کردم از طريق مادرم متوجه شدم، که آنها برادر کوچک 12 ساله ام را به سربازي گرفته بودند، داستان هاي وحشتناکي از برنامه هاي مخصوصشان براي جوانان شنيده بودم، اينکه چگونه آنها را در اردوگاه هاي شست و شوي مغزي دولتي آموزش مي دادند. آنها مردي کفن پوش را بر اسب سفيد نشانده بودند در حالي سلاح خود را برکشيده بود، و به پسربچه ها مي گفتند که او امام دوازدهم است، به آنها کليدهاي پلاستيکي ورود به بهشت مي دادند، و به آنها مي گفتند که خدا منتظر است تا به آنها در زندگي بعدي خوش آمد بگويد. اما اين بچه ها سرباز نبودند، از آنها به عنوان سپر انساني استفاده مي شد، آنها برادر من را به خط مقدم مي بردند و مي دواندند تا ميدان مين را پاکسازي کند، و اکنون اين هيولايي که خلق کرده بوديم، آنگونه که من به وضوح ديدم، به چيزي بسيار شيطاني تر از آنچه قبلا بود تبديل شده است.‏ Verse 2: No sooner we completed our mission, the Americans had a new lap dog in position, and since their puppets and pawns were chased from Iran, they found a neighboring tyrant by the name of Saddam. And then, knowing he had an itch for aggression, Ronald Regan gave him intelligence and chemical weapons, he decided to sponsor a conquer and divide, Create simultaneous genocides. Pit tribe against tribe, brother on brother and laugh and these stupid sand ni##ers killing eachother, And now Ronnie can't believe what a deal he bought, 1 million dead bodies, 8 years we fought. Then I learned from my mother when I visited home, they recruited my little brother all of 12 years old, I had heard the horror stories about the youth program, and how they trained them in government brainwash camps. They put a man on a white horse with shrouds and his weapon drawn, and told the boys it was the 12th Imam, Gave them plastic keys to paradise, and said that Allah was waiting to welcome them in the next life. But these kids weren't soldiers, they were used as shields, they sent my brother running in front to clear a mine field, now this monster we created I plainly saw, was something much more evil than what came before. (Chorus) قسمت 3:‏ ما با خون خود هزينه داديم و هيچ سودي نبرديم، مردم رنج مي کشيدند، زنان شهروندان درجه ي دو بودند، من از خودم پرسيدم، "آيا اين آن چيزي است که ما برايش جنگيديم؟ چرا برادرم را به کشتن دادم و در ازاي چه چيزي از پاپس هاي خودم گذشتم؟". به جوانان گفتم که چگونه جنبش شروع شد، چگونه ما براي خدا و کشور رزميديم و از هيچ کس نترسيديم، و من براي نسل بعدي شروع به کاشت بذر (بذرآگاهي) کردم، براي آنکه قدرت را از آناني که بهشان خيانت کرده بودند، بازپس بگيرند. پس از آن بود که مامورين درب خانه ي مرا شکستند، پاسدارها مرا نقش بر زمين کردند، آنها پيشاپيش از برنامه هاي من اطلاع يافته بودند و مرا به زندان فرستادند، به سلولي در مجاورت احمد باطبي. هيچ چيز بعد از گذشت تمام اين سالها تغيير نکرده بود، شانزده آذر به هيجدهم تير تبديل شد، و افکار در حال احتضار من در زندان اوين به من دروغ مي گفتند، "قدرت مطلق خود مذهب است."‏ Verse 3: We had paid in blood and received no dividends, people were suffering, women were second-class citizens, I asked myself, "Is this what I fought for? What I sent my brother to his grave and gave up my Pops for?" I spoke to the youth of how the movement began, how we did for God and country and feared of no man, and I began to plant the seeds for next generation, to seize back the power from those that betrayed them. Then Feds kicked in my front door, the Pasdars put me on the floor, they had learned of my plans in advance and sent me, to a jail cell next to Ahmad Batebi. Not a damn thing changed after all these years, 16-e-Azar shod 18-e-Tir, and my dying thought lying in the Evin prison, "Absolute power is its own religion."
8.
خوش آمديد، اين داستان زني است که مابين وطن خود و حقيقت گرفتار آمد خوش آمديد، اين داستان مردي است که رزميد، تنها براي اينکه "حق سخن گفتن" داشته باشد Khosh amadid, this is a story of a woman caught between her country and her truth Khosh amadid, this is a story of a man who fought just for his right to speak زهرا، شايد (اميدوارم) که همه ي فرزندانت به خانه بازگردند مادر، لطفا قلوب کساني را که خود را بر ما حاکم کرده اند ياري رسان Zahra, may all your children find their way back home Mama, please help the hearts of those who've set themselves upon us و در اين تاريک ترين شب ها، براي ايجاد روشنايي در پس چشمانشان دست به دعا برداريم، آناني که چنين شرايطي را پيش آورده اند تاريک ترين شب، براي روشنايي در پس چشمانشان دست به دعا برداريم And in this darkest night, may we pray for light behind the eyes of those who've brought about this darkest night, may we pray for light behind their eyes خوش آمديد، اين داستان يک مادر است، او در جست و جوي پسر خويش است اکنون که داستانش را مي شنوي، آيا سوگ و ماتم او را احساس مي کني، در آن طرف اقيانوس فرسنگ ها دورتر خوش آمديد، اين براي آزادي است ما چگونه مي توانيم طاقت بياوريم و نظاره کنيم بچه هايي را که به خاطر درستي و راستکاري به مقتل برده مي شوند به نام خدا، به نام زندگي براي تمامي برادران، براي تمامي خواهران، آناني که براي آزادي مبارزه مي کنند Khosh amadid, this is a story of a mother, she is searching for her son and do you feel all her mourning, over the ocean many miles yet her story is our own Khosh amadid, this is for freedom How can we stand and watch out children be slain for honesty in the name of God, in the name of life for every brother, sister, standing for the right to be free زهرا، شايد (اميدوارم) که همه ي فرزندانت به خانه بازگردند مادر، لطفا قلوب کساني را که خود را بر ما حاکم کرده اند ياري رسان Zahra, may all your children find their way back home Mama, please help the hearts of those who've set themselves upon us و در اين تاريک ترين شب ها، براي ايجاد روشنايي در پس چشمانشان دست به دعا برداريم، آناني که چنين شرايطي را پيش اورده اند تاريک ترين شب، براي روشنايي در پس چشمانشان دست به دعا برداريم And in this darkest night, may we pray for light behind the eyes of those who've brought about this Darkest night, may we pray for light behind their eyes و تو براي عشق همه چيز را به خطر مي اندازي و تو همه چيز را به خطر مي اندازي، تنها براي اينکه در صلح زندگي کني و تو براي حقيقت همه چيز را به خطر مي اندازي و تو براي حق خود در داشتن ايمان واعتقاد، همه چيز را به خطر مي اندازي And you risk everything for love and you risk everything just to live in peace and you risk everything for truth and you risk everything for your right to believe و تو براي عشق همه چيز را به خطر خواهي انداخت و تو همه چيز را به خطر خواهي انداخت، تنها براي اينکه در صلح زندگي کني و تو براي حقيقت همه چيز را به خطر خواهي انداخت و ما تنها براي بيان اين همه چيز را به خطر خواهيم انداخت، تنها براي بيان اين...‏ And you'd risk everything for love and we'd risk everything just to live in peace and we'll risk everything for our truth and we'll risk everything just to speak it, just to speak it... زهرا، شايد (اميدوارم) که همه ي فرزندانت به خانه بازگردند مادر، لطفا قلوب کساني را که خود را بر ما حاکم کرده اند ياري رسان Zahra, may all your children find their way back home Mama, please help the hearts of those who've set themselves upon us و در اين تاريک ترين شب ها، براي ايجاد روشنايي در پس چشمانشان دست به دعا برداريم، آناني که چنين شرايطي را پيش اورده اند تاريک ترين شب، براي روشنايي در پس چشمانشان دست به دعا برداريم And in this darkest night, may we pray for light behind the eyes of those who've brought about this darkest night, may we pray for light behind their eyes
9.
Hit us with your tanks Hit us with your Rockets Hit us with your tanks Hit us with your Rockets با تانک هایت ما را هدف بگیر با موشک هایت ما را هدف بگیر با تانک هایت ما را هدف بگیر با موشک هایت ما را هدف بگیر We have no problem with that We have no problem with that We have no problem with that We have no problem with that ما با آن مشکلی نداریم ما با آن مشکلی نداریم ما با آن مشکلی نداریم ما با آن مشکلی نداریم Bring us your Mercenaries Bring us your snipers Bring us your Mercenaries Bring us your snipers مزدوران ات را به جانمان بیانداز تک تیراندازهایت را به جانمان بیانداز مزدوران ات را به جانمان بیانداز تک تیراندازهایت را به جانمان بیانداز We have no problem with that We have no problem with that We have no problem with that We have no problem with that ما با آن مشکلی نداریم ما با آن مشکلی نداریم ما با آن مشکلی نداریم ما با آن مشکلی نداریم We are calling Allah's Name We will always win We are calling Allah's Name We will always win ما نام خدا را فریاد می زنیم ما همواره پیروز خواهیم بود ما نام خدا را فریاد می زنیم ما همواره پیروز خواهیم بود We are calling Allah's Name We will always win We are calling Allah's Name We will always win ما نام خدا را فریاد می زنیم ما همواره پیروز خواهیم بود ما نام خدا را فریاد می زنیم ما همواره پیروز خواهیم بود Here we are the revolutionaries With a will to fight, Patience and determination Here we are the revolutionaries With a will to fight, Patience and determination ما انقلابیون هستیم با اراده ای برای رزم، شکیبایی و عزمی راسخ ما انقلابیون هستیم با اراده ای برای رزم، شکیبایی و عزمی راسخ Here we are the revolutionaries With a will to fight, Patience and determination Here we are the revolutionaries With a will to fight, Patience and determination ما انقلابیون هستیم با اراده ای برای رزم، همراه با شکیبایی و عزمی راسخ ما انقلابیون هستیم با اراده ای برای رزم، همراه با شکیبایی و عزمی راسخ Oh, come on my people, Al-Zawya is calling us Oh, come on the youth of my people, Tripoli is calling for our help آه، ای مردم من، الزاوية‎ ما را فرا می خواند آه، ای جوانان سرزمین من، طرابلس ما را به کمک فرا می خواند We have no problem with that We have no problem with that We have no problem with that We have no problem with that ما با آن مشکلی نداریم ما با آن مشکلی نداریم ما با آن مشکلی نداریم ما با آن مشکلی نداریم
10.
به ظاهر جامعه آرام هست، اما آرامش قبل از طوفان! زيرا که تا ابد نمي شه مردم رو به ضرب گلوله و زندان ساکت کرد.‏ On the surface the society seems tranquil, at peace, but before a major storm. For no one can keep a society silent with the threat of bullets, at the point of a gun, or through the threat of punishment and prison.
11.
ايران پا شد، تو اطاق سردش هيچکس نبود، بجز اون و دردش Iran stood up in her frigid room Save for her and her pain no one else was there اينم يه روزي، مثه روزاي ديگه‌س ميگن اما، آدم به اميد زنده‌س This too is a day like any other But they say that people live on hope ايران از در، اومد بيرون که بره لب حوض آب، تو پارک خاطره Iran went out the door so she could go By the reflecting pool, in a park of memories تو شهر میگن يه جايي هست که آرزوها مي گردن دست به دست They say there is a place in town Where wishes pass from hand to hand يه جايي هست که خاطره يه سکه‌س،‏ يه جايي هست اميد هميشه زنده‌س.‏ There is a place with memory of an intimacy There is a place where hope always lives ايران، ايران تنها ايران، ايران تنها Iran, Iran all alone Iran, Iran all alone اون دور دورا، يه چيزي برق ميزد يه سکه ديد، لاي بنفشه هاي زرد Far, far away something glistened She saw a coin among the yellow violets سکهً قديمي رو برداشت و تو آب انداخت (ميدونست، شايد اين، وهم و خياله) لبخند زد و به راهش ادامه داد.‏ She picked up the old coin and tossed it in the pool She knew this also could just be a delusion She smiled and kept on going يه جايي هست که آرزو يه سکه‌س،‏ يه جايي هست اميد هميشه زندس.‏ There is a place where a wish, an intimacy There is a place where hope always lives ايران، ايران تنها ايران، ايران تنها Iran, Iran all alone Iran, Iran all alone
12.
شعر مردم اقبال با ما يار است/ در کشوري (آفريقاي جنوبي) که تمامي اديان ارجمند شمرده مي شوند/ براي همين است که ما آزاديم تا به بهاييت اعتقاد داشته باشيم/ اما دعوت به عشق نمودن در جايي که آيين بهاييت ظهور پيدا کرد، جرم تلقي مي شود/ ايران/ سرزميني که در آن براي مهربان بودن، آزادي نيست/ جايي که حقوق بشر/ توسط روحانيت پايمال مي شود/ همه اش با عشق شروع شد/ به نفرت ختم شد/ اکنون درباره ي مبارزه ي آنان مي خوانم تا بازگو کنم/ به همراه من دست هاي يکديگر را بگيريد/ بياييد همگي همراه هم براي وحدت جهاني تلاش کنيم/ در پيشگاه خداوند ما همه يکسانيم/ پس نورت را بتابان تا اين بي عدالتي از بين برود People we are gifted/ in a country (South Africa) where all Faiths are uplifted/ that's coz we free to believe as Baha'is/ but to preach love is regarded as a crime back from where it started/ Iran/ a land with no freedom to be kind/ where human rights are/ suppressed by the clergy wise/ it all started with love/ ended with hate/ now I sing their struggle for everyone to relate/ hold hands with me/ let us all work for global unity/ in the eyes of God we are all one cuz/ so keep shining your light until this injustice is undone بعد از شب جدايي، خورشيد اتحاد طلوع مي کند/ در تاريکي بي عدالتي، بخشايش و رافت راهي برايم روشن مي کند / گرچه ما مورد ظلم، محروميت و جراحت قرار گرفتيم، اما آنچه گذشته تنها در حد خاطره اي باقي خواهد ماند / و اگر ما اکنون اتحاد را برگزينيم After the night of separateness, rises the sun of unity / Through the dark of injustice, forgiveness lights a path for me / Though we've been wronged, hindered, scarred, the past remains a memory, and if we choose now unity it ignites and lays a legacy... ما به راهنمايي نياز داريم تا بتوانيم از سايه هاي درون خويشتن رهايي يابيم / و بتوانيم فراي درد و رنجي که ديگران براي ما باعث شده اند، سر برکشيم / و اين نيرو تنها از طريق خدا به دست مي آيد/ پس دعا مي کنيم...‏ We need guidance to shake off the shadows of self / rise above the afflictions imposed by someone else / and this strength can only be attained through God / and so we pray... ما قدردانيم از اينکه مجال زيستن در صلح را داريم و اينکه مي توانيم اتحاد و يگانگي را تحقق بخشيم / پس قلوب خود را به سوي مرکز وجود خويش بالا مي بريم / و ما دعا مي کنيم....پس دعا مي کنيم....پس دعا مي کنيم We are grateful for this opportunity to live in peace and realize unity, so we lift our hearts to the centre of our very being, and we pray... so we pray... and so we pray... از شما متشکرم / تمامي مبارزاتي که ما کرديم (هنوز پايان نيافته، مبارزه کماکان ادامه دارد) / ما در وحدت و يگانگي زندگي مي کنيم ( باهم، به سان يکي) / و آزادي اينجاست Siyabonga (Thank you) / All the struggles we have been through (Its not over, the struggle is not over!) / We live in Unity (together as one) and freedom is here من به کسي نياز دارم تا با او سخن بگويم / کسي که بتوانم درونم را برايش بازگو کنم / اين درد عميقا مرا آزار مي دهد، نياز دارم / به مکاني که بدانجا بگريزم!‏ I need someone to speak to / someone i can pour my heart to / this pain cuts me deep i need / somewhere i can run to! شنيدم که کسي فرياد مي کشد/ بي آنکه هراس داشته باشي تخيل کن/ چرا که يک زماني ما هيچ يک اينجا نبوديم/ من درهوا احساسش مي کنم/ سوالات بسيار/ اما پاسخ هاي بسيار اندک/ در مسير رستگاري/ سياه و سفيد را با هم يکي کن، اکنون همه چيز بخشوده مي شود/ پدر از تو ممنونيم، تو براي آزادي ما جنگيدي/ اکنون من مي توانم آن را بر روي ديوارها بنويسم/ در سخنان من آن را بشنو، در قدم هاي من آن را ببين/ تو براي تغيير جنگيدي بي توجه به آنکه کاسبکاران چه بي رحمانه مقاومت مي کردند/ ما آنجا نبوديم، ولي هيچگاه فراموش نخواهيم کرد، در آينده/ ما اتحاد را شهر به شهر گسترش مي دهيم و از خود نشان رفعت و سرافرازي برجا مي گذاريم، هرکجا که باشد/ مبارزه ادامه دارد تا زماني که ما براي صلح تلاش مي کنيم I heard somebody scream/ dream without fear/ cos once upon a time we were never here/ i feel it in the air/so many questions/ but so little answers given/ on the road to redemption/ unify the black and the white now all is forgiven/ tata siyabonga (father we thank you) you fought for our freedom/ now i can write it on the walls/ hear it in my speech man see it in my walk/you fought for change no matter how cruel the cashier stayed/ we were never there 'fele ga ritla re lebala'(we will never forget) grasp on the future/city to city we spread the word of unity leave a trail of sublimity where ever i be/ 'aluta continua' (struggle continues) as we strive for peace
13.
همراه شو عزيز همراه شو عزیز تنها نمان به درد کاين درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نميشود Come along dear, Come along dear. Do not stay alone in time of suffering, Because this common pain will never be healed while we are separated همراه شو عزيز همراه شو عزيز تنها نمان به درد کاين درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نميشود Come along dear, Come along dear. Do not stay alone in time of suffering, Because this common pain will never be healed while we are separated دشوار زندگي هرگز براي ما دشوار زندگي هرگز براي ما بي رزم مشترک آسان نميشود The difficulties of life Will never get eased for us The difficulties of life Will never get eased for us Until we collectively (jointly) fight for them تنها نمان به درد همراه شو عزيز همراه شو همراه شو Do not stay alone in time of suffering, Come along with us, my dear. Join us, join us همراه شو عزيز همراه شو عزيز تنها نمان به درد کاين درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نميشود Come along dear, Come along dear. Do not stay alone in time of suffering, Because this common pain will never be healed while we are separated
14.
هللويا تفنگهايت را زمين بگذار و زندانيهايت را آزاد کن هللويا، نوبت توست در آن روز، مردمت خواهند خواند هللويا، نوبت توست Halleluyah Put down your guns and set your prisoners free Halleluyah, it’s your turn On that day, your people will sing Halleluyah, it’s your turn آزاد نيستم، تا زماني که تو آزاد نباشي آزاد نيستي، تا زماني که من آزاد نباشم آزاد نيستيم، تا زماني که آنها آزاد نباشند هللويا، نوبت توست I’m not free until your free Your not free until I’m free We’re not free until they’re free Halleluyah, it’s your turn آن لباس ها را دور بيانداز و در آتش بسوزان هللويا، نوبت توست حالا بيا برقصيم، چرا که ما ديگر نمي ترسيم هللويا، نوبت توست Cast off those clothes and throw em in the fire Halleluyah, it’s your turn Now let’s dance, cause we’re not afraid Halleluyah, it’s your turn آزاد نيستم، تا زماني که تو آزاد نباشي آزاد نيستي، تا زماني که من آزاد نباشم آزاد نيستيم، تا زماني که آنها آزاد نباشند هللويا، نوبت توست I’m not free until your free Your not free until I’m free We’re not free until they’re free Halleluyah, it’s your turn ديوارهايشان از جنس جهل است، مردم با آنها خواهند جنگيد هللويا، نوبت توست بهتر است باروبنديل خود را ببندند چرا که آينده سبز است هللويا، نوبت توست Their walls are ignorance, their people will fight em Halleluyah, it’s your turn They’d better pack their bags cause the future is green Halleluyah, it’s your turn آزاد نيستم، تا زماني که تو آزاد نباشي آزاد نيستي، تا زماني که من آزاد نباشم آزاد نيستيم، تا زماني که آنها آزاد نباشند هللويا، نوبت توست I’m not free until your free Your not free until I’m free We’re not free until they’re free Halleluyah, it’s your turn تفنگهايت را زمين بگذار و زنداني هايت را آزاد کن هللويا، نوبت توست Put down your guns and set your prisoners free Halleluyah, it’s your turn
15.
گدازان و سوزان در زير پوسته ي لطيف يک انسان خودت را کانون و مرکز کرده اي و گرداگرد اين کانون را حصاري کشيده اي glowing beneath this delicate shell of a man you've centered yourself and drawn up the sides of your square يک لباس مبدل کامل آفرين! اما آنها هيچ وقت آنجا نبودند a full masquerade bravo but they were never there براي کوچک ها دشوار است براي کوچک ها دشوار است براي بزرگترها هم دشوار است it's hard for the little ones hard for the little ones hard for the bigger ones too برگرد و با خورشيد روبه رو شو آن بخشي که از تو انسان مي سازد برگرد و با خورشيد روبه رو شو turn and face the sun that part which makes you human turn and face the sun تو بر آن انساني ترحم مي کني که مي پنداري هيچ چيز ندارد بر آن انساني ترحم کن که نمي شود درک و لمس کرد، آنچه را که در درونش مي گذرد you pity the man you think has got nothing at all pity the man if you want you can't touch what's inside اگر به اندازه کافي به من باور داري آيا به اندازه کافي برايت وجود ندارد if you believe enough for me isn't there enough for you تو آن را در درون آنها مي بيني و در عمق درونت مدفون اش مي کني you see it in them and burry it deep within برگرد و با خورشيد روبه رو شو... turn and face the sun...
16.
«خون ارغوان ها» زده شعله در چمن، در شب وطن، خون ارغوانها تو اي بانگ شورافکن، تا سحر بزن شعله تا کرانها Fire burns in the grass, in the homeland at night, purple flowers' blood You, my exiting exclaim, are flame bound until sunrise که در خون خستگان، دلشکستگان، آرميده توفان به آيندگان نگر، در زمان نگر، بردميده توفان Because a storm has arrived in the blood of fatigues and heartbreaks Look into the future, the storm is rising up قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارت دهندگان را که لبخند آزادي، خوشۀ شادي، با سحر برويد سرود ستاره را موج چشمه با آهوان بگويد Burn the cage, free the birds, and evangelists (meaning those who give tidings of freedom and happiness to people) Freedom's smile, and happiness rises up at sunrise And spring's wave sings an anthem for the beloved ستاره ستيزد و شب گريزد و صبح روشن آيد زند بال و پر ز نو، آن کبوتر و سوي ميهن آيد Stars fight so night escapes out and morning shines The pigeon will fly again to the homeland گرفته تمام شب، شاخه اي به لب، سرخ و گرده افشان پرد، گرده گسترد، دانه پرورد، سر زند بهاران It has flown all night, a branch to its lips, red and pollinating It flies, spreading pollen, growing seeds, rising the spring up قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارت دهندگان را که لبخند آزادي، خوشۀ شادي، با سحر برويد سرود ستاره را موج چشمه با آهوان بگويد Burn the cage, free the birds, and evangelists (meaning those who give tidings of freedom and happiness to people) Freedom's smile, and happiness rises up at sunrise And spring's wave sings an anthem for the beloved
17.
شما را ديدم آن هنگام که در خيابان ها راهپيمايي مي کرديد ديدم که خون از شما جاري شد، ديدم که از شما خون جاري شد I saw you marching through the streets I saw you bleed, I saw you bleed اما صداي شما، فرياد شما هيچگاه نخواهد مرد بينش و بصيرت نهفته در چشمان شما نيز هيچگاه نخواهد مرد صداي شما، فرياد شما براي آزادي اين فريادها توسط ما پژواک مي يابند و تقويت مي شوند But your voice, your call will never die Nor will the vision in your eyes Your voice, your call for freedom It echoes through us all and amplifies ما از شش هزار مايل دورتر ديديم که شما با شجاعت بسيار خيابان هاي تهران را پيموديد We watched from six thousand miles away As you marched through the street so very brave آتش اشتياق در پي آزادي شعله ور است در اين مورد همگي يکسانيم صداي شما، فرياد شما براي آزادي اين فريادها توسط ما پژواک مي يابند و تقويت مي شوند Desire burns for freedom In this we know that we are one Our voice, our call will never die It echoes through us all and amplifies و ما خواهيم ايستاد، خواهيم نوشت، خواهيم خواند، خواهيم برخاست خواهيم ايستاد، خواهيم جنگيد، خواهيم خواند، خواهيم برخاست ما خواهيم ايستاد، خواهيم جنگيد، خواهيم خواند، خواهيم نوشت، عشق خواهيم ورزيد، و عشق خواهيم ورزيد And we'll stand, we'll write, we'll sing, we'll rise we'll stand, we'll fight, we'll sing, we'll rise we'll stand, we'll fight, we'll sing, we'll write, we'll love, we'll love اما صداي شما، فرياد شما هيچگاه نخواهد مرد بينش و بصيرت نهفته در چشمان شما نيز هيچگاه نخواهد مرد صداي شما، فرياد شما براي آزادي اين فريادها توسط ما پژواک مي يابند و تقويت مي شوند And our voice, our call will never die Nor will the vision in our eyes Our voice, our call for freedom It echoes through us all and amplifies
18.
يار دبستاني من يار دبستاني من يار دبستاني من يار دبستاني من Schooldays friend of mine Schooldays friend of mine Schooldays friend of mine Schooldays friend of mine با من و همراه مني چوب الف بر سر ما بغض من و آه مني You're with me at my side A ruler above our heads – You're my scar and my sigh; حک شده اسم من و تو رو تن اين تخته سياه ترکهٔ بيداد و ستم مانده هنوز رو تن ما Engraved on this blackboard Are your name and mine Tyranny's welt on our flesh Has not faded with time دشت بي فرهنگي ما هرزه تمام علفاش خوب، اگه خوب بد، اگه بد مُرده دلاي آدماش The fields of our culture Have grown wild with neglect, Come the good or the bad – People's hearts are now dead; دست من و تو بايد اين پرده ها رو پاره کنه کي ميتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه My hand and yours Must tear the weeds away Who but you and I Can cure our pain? کي ميتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه کي ميتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه Who but you and I Can cure our pain? Who but you and I Can cure our pain?
19.
KURDISH - ENGLISH 1) Kurdish ژیان و ماڵم به جێ هێشت ماڵیکم ئه ویست نه له خشت ماڵم وێران کرابو نیوه ی به جیا ڕوخابو 2) English Left her home for a day for a week for a year landmines at her feet, chemicals in her tears she suppress the fear, inhale toxins made by war profiteers saw a man die laughin' hahahaha got poison in her blood that year ran from bombed home slumpin' halfway gone family on the floor waitin for the sound waitin for those missiles beating down right beyond the door, right beyond the door now gun-shot songs for child of war when the state hunts your people what’s your life for? 3) Kurdish ئێسته له به ندینخانه ئه شکه نجه یه و زیندانه به ڵام له شاری جوانی به هیوای هاتنه وانی وتیان هاوری شیرینی(شیرین علم هولی( فێربوی ده ستی فه رهادی(فه رزاد که مانگه رو فرهاد وکیلی( زمانت نا له باره سیزاکه شت سه رداره 4) English when the state hunts your people your life is fight or run you name boys after devastation you name girls after “unknown nation” they the center, they the foundation her life never saw no relief she was in love with fantasies of peace she was suffocatin' in bomb smoke, but she chose to breathe deep For years her only friend was a road too steep, windin' through the mountains took her to the city Tryin' to form a movement, got in too deep walkin' among the wolves, syrup dripping from they teeth x2 5) Kurdish ئێسته له به ندینخانه ئه شکه نجه یه و زیندانه به ڵام له شاری جوانی به هیوای هاتنه وانی له ته مه نی دوانزه سالان ڕوشتم به ره و هه واران شه ڕم له سه ر نه زانین بو چی نه بونی ئاشتین سیزای ئازادیخوازی تۆمه تی خوا نه ناسین 6) English they drooled at the sound of the girl they bit down on little hunted runaway, they, told her to pray, they told her that she speaks the wrong tongue anyway drag her away Now she sits in a cell all day Forced to call every beast “sir” but back at home her family on the floor they still wait for her 7) Kurdish به ره و ئاسۆ ********************** FARSI - ENGLISH 1) Farsi زندگی و خانه ام را رها کردم در جستجوی خانه ای دیگر نه از جنس خشت آشیانه ام را ویران کرده بودند بخش اعظم آن به آوار مبدل شده بود 1) English I left my home Left it (echo) I wanted a house, not made of clay My house was destroyed Half of it was demolished 2) Farsi خانه اش را براي يک روز، يک هفته، يک سال ترک گفت مين هاي زميني در برابراش، مواد شيميايي در اشکهايش ترس را فرو مي نشاند، سموم شيميايي ساخته شده توسط دلالان جنگ را استنشاق مي کند مردي را ديد که در حال جان دادن مي خنديد ها ها ها ها آن سال سم به خونش وارد شده بود از خانه ي بمباران شده اش گريخته، و در ميانه راه بر زمين افتاده بود خانواده بر کف زمين در انتظار صدا بودند در انتظار موشک هايي که بر زمين کوبانده مي شدند درست در آن سوي در، اکنون درست در آن سوي در ترانه هايي براي کودکان جنگ از صداي شليک گلوله ها وقتي دولت مردمت را شکار مي کند زندگي ات براي چيست(به چه دردي مي خورد)؟ 3) English Now in a cell torture and imprisonment But in the city of beauty, waiting for you to come back They told me you are friend of Shirin (Alamholi) Learned from Farzad (Kamangar) 2 Your mother tongue is wrong Your punishment will be hanging 3) Farsi اکنون در بندو اسارت شکنجه و زندانم اما در شهر زیباییها در انتظار و چشم به راهت گفتند همره شیرینی(شیرین علم هولی( آزموده دست فرزاد(فرزاد کمانگر و فرهاد وکیلی( به زبان غیر سخن می گویی پس سزاوار به دار آویختنی 4) Farsi وقتي دولت مردم ت را شکار مي کند زندگي ات جنگ است يا گريز نام پسران را در پي "ويراني" انتخاب مي کني نام دختران را در پي "ملت ناشناخته" ‏ آنها که.......‏ زندگي شان هيچ گاه آسايش به خود نديد او به "توهم صلح" عشق مي ورزيد دود بمب او را خفه مي کرد، اما، اما ترجيح داد تا نفس عميق بکشد براي سالهاي سال تنها دوستش يک جاده ي پر شيب بود، از ميان کوهستان پيچ و تاب مي خورد و او را به شهر مي رساند تلاش مي کرد تا خود را حرکت دهد، در حالي که عميقا گير کرده بود از ميان گرگ ها راه مي رفت، گرگ هايي که از دندان هايشان شيره مي چکيد 5) Farsi اکنون در بندو اسارت شکنجه و زندانم اما در شهر زیباییها در انتظار و چشم به راهت در سن 12سالکی به سوی بلیدیها رفتم برای جنگ با نادانی برای یافتن پاسخ فقدان صلح حکم آزادیخواهی تهمت دشمنی با خداست 5) English Now in a cell, torture and imprisonment But in the city of beauty, waiting for you to come back At the age of 12 I went toward destiny, my fight was against ignorance And the fact that there is no peace Punishment for seeking freedom is being slandered, accused of “enmity against God” 6) Farsi از صداي دختر، که نقش بر زمينش کرده بودند، خوشحال بودند و آب از دهانشان جاري شده بود آنها به دخترک فراري شکار شده مي گفتند دعا کند به دخترک گفتند که به زبان نادرستي تکلم مي کند او را کشيدند و بردند حالا او تمام روز را در يک سلول مي نشيند و مجبور شده تا به هر حيوان درنده اي بگويد "آقا"‏ اما در خانه خانواده اش بر کف زمين کماکان در انتظاراش هستند 7) Farsi به سوی افق 7) English Towards the horizon
20.
بازسازي کشور به مشارکت همه نيروهاي مترقي، فارغ از پيش داوري جنسي، قومي و مذهبي، به فضاي سالم سياسي نيازمند است و اين نمي شود جز با دموکراسي، باز هم دموکراسي، هميشه دموکراسي.‏ Reconstruction of country needs contribution from all progressive forces, without any prejudice based on their gender, ethnicity and religion. It also needs a healthy political atmosphere, and this is only possible with (by) democracy, again democracy, democracy for ever.
21.
ناله شب گير سرنوشت ما اين شد که بريم به فنا همه سرگردون تو دنيا چون گرد و غبار تو هوا آخر شديم بازيچه دست قلدرا ‏ خونه مون افتاد به چنگ اين دزدا و مفتخورا Fate lead us to oblivion, we were predestined Wandering the globe aimlessly like dust in the wind At last the bullies turned us into their mere plaything They took our freedom, took our home, they took everything اون از رئيس جمهور دولت کودتا مونده رو کار با زور چماق بسيج و سپاه نذاشت واسه مون آبرو هيج کجاي دنيا بس که زد حرف بيجا مفت گفت و پرت و پلا So much for that president of the state of coup d'état Remaining in power by the force of basij and sepah He goes place to place, leaving nothing but disgrace ... ... speaking nonsense with no shame, and we, the people, take the blame نفهميديم چطور شد، چي خورديم از کجا کردن پاچه مون به اسم مذهب و دين و خدا از دست اين غارتگرا به کي ببريم پناه؟ دستشون پر از خون و جيبا پر از طلاي سياه We didn't know what was coming ... how did it all begin? They fooled us all, in the name of god and religion Where shall we seek refuge from these murderers and thieves? Black gold in their pockets, 'n blood drips from their sleeves فرهنگ ما کجا رفت از کجا رسيديم به کجا کجايين کجايين اي فردوسي اي دهخدا؟ تا کي همواره غمگين به آهنگ عزا،‏ تا کي دلهاي رنگين پر باشن از رنگ سياه؟ Our heritage went to waste, we did not foresee Where are you! Where are you! DehKhoda! Ferdowsi! How long shall we grieve to tunes of sorrow and sadness? How long shall our colorful hearts be filled with total blackness? عاقبتمون چنين شد که بشيم مبتلا،‏ به جنگ و فقر و بدبختي و صد رنج و درد و بلا جوونامون در راه آزادي شدن فدا،‏ اشکان، ترانه، سهراب، ندا، محمد، فاطمه، مصطفي We were lead by destiny to war and poverty ... ... to pain and suffering, misfortune and adversity Our heroes lost their lives in hopes of a free Iran Sohrab, Taraneh, Mohammad, Fatemeh, Mostafa, Neda and Ashkan ... پس کي مياد اون روزي که بشيم از شر اينا خلاص مگه ما چه بد کرديم که اين گونه پس ميديم تقاص بگو چرا زمونه اين گونه کرده با ما، چرا هيچکس نميدونه؟ نميدونه هيچکس چرا؟ We hope to one day be rid of these heartless bullies What have we done wrong to deserve such cruelties and brutalities? Tell me why! Why did we get inflicted with this omen? Why can't anyone answer this rhetorical question? همخواني:‏ چون تقدير چنينه چه تدبير کنيم؟ چاره حتما جز اينه که ناله شبگير کنيم...‏ تقدیر اگر چنینه چه تدبیر کنیم چاره بگو جز اینه که ناله شبگیر کنیم Chorus: If this is our final fate, what's there to be done? anything but to moan the whole night away, to groan all night long If this is our final fate, what's there to be done? anything but to moan the whole night away, to groan all night long
22.
سي سال پيش توو يه زمستونه سرد، توي اوج ظلمُ درد پيرو جوونُ زن ُ مرد، يه نسل اومد يه انقلابي کرد واسه آزادي و رفعِ تبعيض از قمُ تهرانُ بمُ تبريز همه دست به دست هم نفس راه ادامه کارُ روي شاه ميبست تا که شاه رفت آخوند جاش اومد، همون سوزِ سرد، همون رنجُ درد اوني که سي سال ملّتو ذلّه کرد توي فکرشون همه چيز عالي شد، همه هزينه ها بيت المالي شد يه نفر از پاريس اومد و صحبت کرد، توي دهني حواله دولت کرد ميگفت پول برق، آبُ نفت، که تا ديروز توي جيب شاه ميرفت،‏ الان مال توست، اي هموطن، بيا کشورُ بسازيم تن به تن دو سه سال بعد وقتي سفت شدن، راه سواري از مردمُ حفظ شدن حزب هايي که واسه ايران خون دادن، تک تک توي زندانا جون دادن وحشيا شروع کردن کُشتُ کُشتار، جنازه و شهيد بود که همينطوري پشت به پشت داد 30 years ago, in a cold winter, when the pain of injustice was at its highest Old and young, men and women, a generation carried out a revolution For freedom, against discrimination, from Qom, Tehran, Bam and Tabriz People were together and in unity, the Shah could not go on anymore Then Shah went and Mullahs took his place, again the same freezing blast, the same pain and suffering, that exhausted the nation for thirty years They thought that everything was going to be wonderful, and all of expenses were going to be paid by the state A guy came from Paris (Khomeini) and held a speech, threatening the government with a fist He said: the money taken by state for electricity, water and fuel was going into the packets of Shah But now, the money is for you, My compatriots, Let’s build the country together, he said Two or three years later, when they mastered in how to exploit and rule the people, Members of political parties who had given sacrifices for their homeland, murdered one by one in prison These savages started a massacre, corps and martyrs were amassed on top of each other امروز اي ايراني اگه پاشي، فردا مال ماست قطره بارون هم اگه باشي دريا مال ماست بيا مرهمي باشيم واسه خاکي که مال ماست ايراني سبز باش ايران مال ماست My fellow-countryman, if you stand up today, tomorrow will be ours If you are just one droplet of rain, sea will be ours Let’s heal the land, which is ours My fellow-countryman, be green, Iran will be ours سر سفره که نيومد پولِ نفت، از سر سفره مردم نون هَم رفت تا اينکه رسيديم به سال هشتادُ هشت، فکر اصلاحات باز توي ذِهنا ميگشت ولي اين دفعه اکبرُ خاتمي، با مهدي کرّوبي موسوي همه با هم اومدن پُشت مردُم، تا که با هم بشکنيم پشت دردُ فکر انتخابات مردمو شاد ميکرد، بوي آزادي رهايي بيداد ميکرد همه ايران يهو شد رنگ سبز، ذلّه شده بودن مردم بي حدّ و مرز همه دست به دست، عليه ديو پست، رنگ سبز پاي صندوقا صف ميبست روز جمعه بود بيستُ دوي خرداد، که موسوي اومد به همه قول داد که اگه تقلّب بشه من هستم، تا آخر پاي رأيتون نشستم روز شنبه سياه آغاز شد، صندوقاي دروغي يکي يکي باز شد صادقُ عزّتُ مجتبي، شُعبده کردن با رأي ما رأي سبزمون، شد تباه، توي بُهتمون خوندن سياه Not only the “Oil money” was not distributed among population, they become much more economically weaker Then we came to 2009, when the idea of reform again found place in people’s minds This time Akbar and Khatami, supported Mousavi and Karoubi They all stood on the side of people, so that together we get rid of pains Election made people happy, the smell of freedom and liberty in the air Suddenly the whole Iran became green, people were extremely tired of status-quo All together against the evil demon, the green color formed lines before the Ballot Boxes On Friday, June.12, Mousavi promised That if they cheat in the election, he will stand and fight until the end In the dark Sunday, the factitious ballot boxes became opened one by one Sadegh (Mahsouli), Ezzat (Zarghami) and Mojtaba(Khamenei) tampered with our votes Our green votes were ignored; they read them as black while we were staggered
23.
سكوت در تنهايي شناخته مي شود رنگين كمان در آتش افزايش مي يابد مي تواني آن را پايين بكشي دوست من ولي دوباره ده چندان كمانه مي كند.‏ lt's a silence the lonely know in the fire the rainbow grows you can push it down my friend it will come up ten fold again ما نام شما را پاك خواهيم كرد ، ما در اين كوتاهي نخواهيم كرد we will erase your name, we will show no restraint چقدر بايد خون ريختن در خيابانهاي ناآرام تا زماني كه نياز باشد خون خواهيم داد تا رود خونمان شما را از تاريخ محو سازد how much blood must be shed on the streets of unrest we will bleed as long need be that river will remove you from history ما نام شما را پاك خواهيم كرد ، ما در اين كوتاهي نخواهيم كرد we will erase your name, we will show no restraint شما براي ساليان ما را غارت كرديد اما ما تا آخرين اشک، خود را حفظ كرده ايم ما از نفرت شما رنج برده ايم و حال به سوي دروازه هاي كاخ شما پيشروي مي كنيم.‏ you have robbed us for many years but we have saved every last tear we have suffered all of your hate and now we march down to your gates ما نام شما را پاك خواهيم كرد ، ما در اين كوتاهي نخواهيم كرد we will erase your name, we will show no restraint شكوه آزادي با ماست شكوه آزادي با ماست Freedom, Glory, Be Our Name Freedom, Glory, Be Our Name شما خيال مي کنيد قدرتتان پا برجا است وقتي که ما را تهديد به جنگ مي كنيد اما ترس نيز محدوده اي را دارد ما ديگر از شما نمي ترسيم.‏ you think your power is secure when you startle us with the threat of war but fear has its limits too we are no longer scared of you ما نام شما را پاك خواهيم كرد ، ما در اين كوتاهي نخواهيم كرد we will erase your name, we will show no restraint ما معبدتان را در زمين خواهيم سوزاند تمام زندانهايتان را ويران خواهيم ساخت چوبه هاي دارتان را آماده آتش خواهيم كرد در واپسين لحظه آخرين حلق آويز.‏ we will burn your temple to the ground we will tear all your prisons down your gallows will be set for burning just before one last hanging ما نام شما را پاك خواهيم كرد ، ما در اين كوتاهي نخواهيم كرد we will erase your name, we will show no restraint شكوه آزادي با ماست شكوه آزادي با ماست Freedom, Glory, Be Our Name Freedom, Glory, Be Our Name اکنون به شما آخرين فرصت را مي دهيم تا حقمان براي رقص در ميدان را بدهيد و يا دست سرنوشت تبديل به يک مشت خواهد گشت نيرويي كه اراذل و اوباشتان نتوانند در برابرش مقاومت كنند now we give you one last chance to do what's right and to let us dance or the hand of fate will become a fist a force your thugs can not resist آنجا که سپاهيان مشق قتال مي کنند گستره چمني مي تواند باشد،‏ و کودکان رنگين کماني، رقصنده و پر فرياد اما آن که در برابر فرمان واپسين لبخند مي گشايد،‏ تنهامي تواند لبخندي باشد (از شاملو)‏ The fields where soldiers practice their killing can be a spread of green grass where the boisterous rainbow children may dance while the one who beams with ultimate command will merely be a smile (Written by Shamloo) شکوه آزادي با ماست شكوه آزادي با ماست Freedom, Glory, Be Our Name Freedom, Glory, Be Our Name
24.
ما در اين چند سال اخير ديده ايم با همه تدابير امنيتي رفته بر دانشگاه و فضاي خفقان و سرکوب ويژه در دانشگاه، امروز همچنان دانشگاه زنده است و اين آخرين سنگر آزادي ميزبان صداي رسا و فرياد آزادي و آزادي خواهي دانشجويان است.‏ During recent years we have seen that with all of the security measures being enforced on universities, and suffocation and the drastic repression inside universities, today university is still alive and this stronghold of freedom is continuing to host the voice of students and their cry and struggle for freedom and liberty.

about

"Azadi" means freedom...

It’s been three years since the post-election uprising in Iran, and Iranians are still seeking democracy and human rights. More than 20,000 citizens have been arrested for peaceful dissent. Iran ranks first worldwide in per capita executions, and jails the most journalists.

United for Iran has collaborated with musicians from Iran, Egypt, Libya, South Africa, U.S., Palestine, Iraq, Sweden, Japan and more to produce AZADI: Freedom Songs for Iran, a mixtape album mixed and arranged by DJ Child of Project Groundation. The artists have written and contributed songs of resistance and inspiration to create the first ever solidarity collection for the people of Iran.

Many of the artists have direct experience with repression: Libyan Masoud Bwisri, played his guitar for Libyan rebels on the front lines of conflict; Salome MC, Iran’s first female rapper currently cannot return; both Soraya Fallah, a Kurdish activist, and Sofar's lead singer was imprisoned and tortured in Iran; Bahareh Hedayat is serving 10 years for political activities; and Sarah Shourd, is a former prisoner in Iran.

“In the face of human suffering, art is one of the most effective forms of resistance,” said Soraya Fallah. In that light, support the struggle for human rights and democracy in Iran by taking part in this effort. Listen to songs. Read the bios and the lyrics. Download the mixtape for FREE. And SHARE with your community! Contact us if inspired to do more.

“Human history shows us the only way to fight injustice is to raise your voice, raise awareness, raise the will to fight and get back what is your right by birth,” said Salome MC.

“This album celebrates the noblest cause, a people’s struggle for freedom,” said Arash Sobhani of the Iranian band Kiosk.

Also watch/share our Youtube promo video edited by DJ Child! youtu.be/SVsHn9l0VHk

از خيزش مردم ايران در اعتراض به نتايج انتخابات سه سال مي گذرد، و مردم ايران کماکان درپي تحقق مردم سالاري و حقوق بشر هستند. بيش از بيست هزار شهروند به خاطر ابراز مسالمت آميز مخالفت خود بازداشت شده اند. ايران بالاترين سرانه ي اعدام را در جهان داراست و بيش از هر کشور ديگري روزنامه نگاران را زنداني مي کند. و فعالان و اقليت ها با تهديد، بازداشت و زندان مواجه هستند. ‏

اتحاد براي ايران با هنرمنداني از ايران، مصر، ليبي، آفريقاي جنوبي، ايالات متحده، فلسطين، عراق، سوئد، ژاپن و کشورهاي ديگرهمکاري کرده تا آلبوم آزادي: ترانه هاي رهايي براي ايران را تهيه کند. هنرمندان از جمله محسن نامجو، رعنا فرهان (فرحان)، کيوسک، و ايندو، ترانه هايي در ستايش مقاومت ساخته و به اين آلبوم تقديم کرده اند. اين اولين باراست که چنين مجموعه اي در همبستگي با مردم ايران تهيه مي شود.‏

بسياري از اين هنرمندان تجربه ي شخصي خود از سرکوب را بيان مي کنند: مسعود بوصير ليبيايي در خطوط مقدم نبرد براي شورشيان ليبيايي گيتار مي نواخته است. سالومه اولين خواننده رپ زن در ايران ديگر نمي تواند به ايران بازگردد، ثريا فلاح فعال کرد، وهمچنين خواننده ي اصلي گروه سوفار زنداني و شکنجه شده است، بهاره هدايت، فعال دانشجويي و فعال حقوق زنان، به سبب فعاليت هاي سياسي اش به ده سال زندان محکوم شده و هم اکنون در زندان محبوس است، و سارا شورد سابقا در ايران زنداني سياسي بوده است.‏

در رويارويي با رنج انساني، هنر يکي از کارآمدترين صورت هاي مقاومت است. به همين خاطر و از طريق مشارکت در اين طرح، از مبارزات مردم ايران براي رسيدن به مردم سالاري و حقوق بشر حمايت کنيد. اين سايت را بخوانيد. به همراه دوستان خود به اين آهنگ ها گوش کنيد. زندگينامه ها و اشعار را بخوانيد، که هرکدام يک روايت ارزشمند ارائه مي دهد. اين آلبوم را به صورت رايگان دانلود کنيد. و لطفا آن را با دوستان و آشنايان خود به اشتراک بگذاريد! اگر به مشارکت در ادامه ي اين کار تمايل داريد، با ما تماس بگيرد.‏

سالومه مي گويد: " تاريخ بشري به ما نشان مي دهد که تنها راه مبارزه با بي عدالتي، اعتراض، افزايش آگاهي و تقويت اراده و تمايل به مبارزه، و بازپس گيري آن چيزي است که از بدو تولد حق شما محسوب مي شود".‏

credits

released June 12, 2012

Credits: Mixed/Produced by DJ Child of Project Groundation (http:///www.projectgroundation.com). Cover art by Nikila Badua.

license

all rights reserved

tags

about

United for Iran Tehran, Iran

Global collaboration of musicians honoring the courage and commitment of Iranians struggling for democracy and human rights. Songs inspired by a generation of new leaders. For interviews: info@united4iran.org

Join us! Sign-up for our newsletter via the tinyurl link below.

همکاری منحصربه فرد هنرمندان در گرامیداشت مبارزات مردم ایران! :این ترانه ها را به اشتراک بگذارید. برای دریافت خبرنام
... more

contact / help

Contact United for Iran

Streaming and
Download help

Report this album or account

If you like United for Iran, you may also like: